غزل شمارهٔ 131
شاعر: جامی
Toggle stanza 1چون رسوم شاهی از دور فلک بنیاد شد
11
چون رسوم شاهی از دور فلک بنیاد شد
از دو سلطان احمد این ویرانه کاخ آباد شد
22
دارد این خرم ز آب تیغ باغ داد را
آنچنان کز آب جام آن رونق بغداد شد
33
چون کشید این خوان جود و مکرمت گرد جهان
همت سایل ز رق حرص و آز آزاد شد
44
زیر رمحش یافت دشمن راحت خواب اجل
سایه آن بر وی آری سایه شمشاد شد
55
در تب مهرش عدو گویی گریبان باز کرد
بر تنش باد صبا باد ثمود و عاد شد
66
نیست شد فریاد مظلوم از شمول عدل او
از شمول عدل او فریاد در فریاد شد
77
تشنه جانی کو نه آب از مشرب صدقش کشید
در گلو آب زلالش خنجر پولاد شد
88
لب گشا جامی به تکرار دعایش کین دعا
صاحبان ورد را دیباچه اوراد شد
99
شاد بادش در دو عالم دل به نیل هر مراد
چون ز لطف شاملش دلهای غمگین شاد شد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

