Toggle stanza 1
آنی که از کرشمه و نازت سرشته‌اند
1

آنی که از کرشمه و نازت سرشته‌اند

نقشی چو تو ز کلک قضا کم نوشته‌اند

2

جان سوده‌اند ریخته در چشمه حیات

تا زان خمیر مایه لعلت سرشته‌اند

3

عناب‌های ترک ازان می‌چکد نبات

پیش لب تو خشک و ترش رو چو کشته‌اند

4

گر پرتوی ز روی تو بر صالحان فتد

در حال سایه گیر بسان فرشته‌اند

5

عشاق را به جز جگر خسته بر نداد

زان دانه‌های دل که به کوی تو کشته‌اند

6

از بهر کام دل چه تنم بر در تو، چون

در پود چرخ تار مرادی نرشته‌اند

7

خسرو ازان به چاه زنخدان تو فتاد

کش پیش دیده پرده تقدیر هشته‌اند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور