باب

دفتر اول

نظمیں

بخش 51سؤال دیگر

8 اشعار

بخش 52جواب آن

11 اشعار

بخش 53مخاطبة مع المکاشفین بسر القدر

15 اشعار

بخش 54اشارة الی ما قاله بعض کبراء العارفین فی معنی قوله تعالی «یا ایها الناس اتقوا ربکم » الایة ان الامر ذم و حمد فکونوا وقایته فی الذم واجعلوه وقایتکم فی الحمد تکونوا ادباء عالمین

11 اشعار

بخش 55اشارة الی قوله تعالی حکایة عن الخلیل علیه السلام و اذا مرضت فهو یشفین

4 اشعار

بخش 56تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلب

20 اشعار

بخش 57قصه گریستن شاعری که قصیده غرا به حضرت شاه خواند و هیچ کس تحسین نکرد جز جاهلی که به اسالیب سخن عارف نبود

27 اشعار

بخش 58حکایت آن . . . که یکی از فضلا التماس کرد که علی را تعریف کن و پرسیدن آن فاضل که کدام علی را آن علی را که معتقد توست یا آن علی را که معتقد ماست

40 اشعار

بخش 59در بیان آنکه اکثر خلق عالم روی پرستش در موهوم و مخیل خود دارند

13 اشعار

بخش 60اشارة الی تفسیر قوله تعالی فاینما تولوا فثم وجه الله

15 اشعار

بخش 61در بیان آنکه ملازمت مصلی مر شطر مسجد حرام را بنا به انقیاد امر حق و اتباع شریعت اوست و الا هویت حق سبحانه چنانکه در قبله مصلی هست در جمیع جهات هست

7 اشعار

بخش 62در بیان آنکه در جهت بودن حق سبحانه و تعالی به اعتبار تنزل است به مرتبه جسم و جسمانیات و الا من حیث هو مبراست از جمیع امکنه و جهات

15 اشعار

بخش 63در بیان آنکه تسبیح موجودات به لسان حال می باشد چنانکه گذشت و ارباب کشف و نظر در آن متفقند و به زبان مقال نیز می باشد چنانکه اصحاب کشف و عیان بدان قایلند و در احادیث نیز واقع است

13 اشعار

بخش 64در بیان معنی کلام و بیان مراتب و اقسام آن و بیان آنکه کدام قدیم است و کدام حادث و بیان آنکه کلام جمادات و نباتات از کدام قبیل است

30 اشعار

بخش 65در ذکر حال طایفه دیگر از بی ادبان در احکام الهی و ادب نبوی چیزها می افزایند به مقتضای طبع و هوای خویش

24 اشعار

بخش 66حکایت ساده دلی که در خواب دزد جامه ها و دستارش ببرد و ازارش گذاشت و او ازار از پای کشید و در سر بست تا سرش برهنه نباشد

17 اشعار

بخش 67در وسوسه نماز و نیت برای کسب جمعیت

12 اشعار

بخش 68حکایت شیخ محقق با مرید موسوس

11 اشعار

بخش 69در ذکر اصحاب تفرقه علی طبقاتهم

48 اشعار

بخش 70تمثیل

5 اشعار

بخش 71در بیان آنکه انصاف به عیب خود پرداختن است و نظر به عیب دیگران نه انداختن

34 اشعار

بخش 72انتقال از نکوهش شعر و سخنوری به مذمت شعرای روزگار

33 اشعار

بخش 73حکایت بر سبیل تمثیل

20 اشعار

بخش 74در بیان آنکه آدمی کمال و نقصان خود را نمی داند زیرا که او مخلوق از برای خود نیست بلکه از برای غیر خود است فالذی خلقه انما خلقه لنفسه لاله فما اعطاه الا ما یصلح ان یکون له تعالی فلو علم انه مخلوق لربه لعلم ان الله خلق الخلق علی اکمل صورة تصلح لربه اعوذ بالله ان اکون من الجاهلین

13 اشعار

بخش 75در بیان آنکه نشئه ملکیه ادراک این معنی نمی کرد و لهذا زبان طعن بر آدم علیه السلام گشادند و بر وی به فساد و سفلک گواهی دادند

23 اشعار

بخش 76در بیان آنکه آدمی کل است و سایر اشیا به مثابه اجزا

14 اشعار

بخش 77داوود علیه السلام با حضرت حق سبحانه در مناجات خود گفت یا رب لم خلقت الخق؟ حضرت سبحانه در جواب وی گفت کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف

17 اشعار

بخش 78اشارت به تقسیم علم به علمی که مضاف به مرتبه جمع است و به علمی که مضاف به مرتبه فرق است و علی هذاالقیاس سائرالصفات

8 اشعار

بخش 79در بیان اندراج و اندماج شئون و اعتبارات فی اول رتب الذات و عدم تمایز ایشان از یکدیگر لا علما و لا عینا و تمایز ایشان فی ثانی رتب الذات علما لا عینا و ظهور ایشان فی مراتب الکون متفرقة مفصلة پس ظهور ایشان در مرتبه انسان کامل مجتمعة وحدانیة کما فی اول رتب الذات و ذلک غایة الغایات و نهایة النهایات

25 اشعار

بخش 80اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا

14 اشعار

بخش 81در بیان آنکه مراد به انسان کمل افراد انسان است نه اناسی حیوانی که اولئک کالانعام بل هم اضل در شأن ایشان است

19 اشعار

بخش 82حکایت نحوی و عامی و صوفی که هر کدام از الفاظ و عباراتی که میان ایشان گذشت مناسب فهم و حال خویش معنی دیگر خواستند

17 اشعار

بخش 83تمثیل حال انسان به گندم که با وجود آنکه گیاه سبز است و خواص گندم از اغتذا و غیره در وی از قوت به فعل نیامده است اطلاق این اسم بر وی می کنند اما مجازا لاحقیقة

22 اشعار

بخش 84در تأسف و تلهف بر نایافت صحبت عزیزانی که اذا رأوا ذکر الله نشان ایشان است و اولئک الذین انعم الله علیهم در شأن ایشان است

45 اشعار

بخش 85در ترغیب بر تلاوت قرآن و وصف مصحف که محل کتاب اوست

31 اشعار

بخش 86در بیان معنی استعاذت و حقیقت آن و بیان آنکه شیطان مظهر اسم مضل است پس استعاذت از وی به اسم هادی و مظاهر آن باید کرد

32 اشعار

بخش 87مناجات

5 اشعار

بخش 88انتقال از استعاذه به بسمله

6 اشعار

بخش 89اشارة حرفیة الی الباء

25 اشعار

بخش 90اشارة حرفیة الی الالف

8 اشعار

بخش 91در بیان معنی اسم الله

9 اشعار

بخش 92در بیان معنی اسم الرحمان و اسم الرحیم

10 اشعار

بخش 93در انتقال از بسمله به تلاوت کلام الله

28 اشعار

بخش 94فی بیان قوله علیه السلام رب تال للقرآن و القرآن یلعنه

22 اشعار

بخش 95حکایت عاشق و معشوقی که شب در خلوتی نشسته بودند و در بر همه اغیار بسته ناگاه غلام آن عاشق که باریک نام داشت حلقه بر در زد عاشق گفت کیست گفت منم غلام تو باریک عاشق گفت باز گرد که اگر در باریکی مویی شده ای امشب تو را درین خلوت گنجایی نیست

6 اشعار

بخش 96در بیان آنکه حکم لعنت مخصوص به تالیان قرآن نیست بلکه هر عملی ناشی از عجب و ریا و سایر محبطات عمل می شود از این قبیل است

19 اشعار

بخش 97در بیان آنکه مخلص مکسور اللام مادام که اخلاص را مضاف به خود می بیند در عین اشراک است و المخلصون علی خطر عظیم اشارت بدین تواند بود و چون به فضل حق سبحانه خلاصی از خودش دست داد و آن اخلاص را مضاف به حق سبحانه مشاهده کرد مخلص باشد بفتح اللام بلکه مخلص باشد و هم مخلص مخلص مفتوح اللام به اعتبار اضافت فعل اخلاص به حق و مخلص مکسوراللام به اعتبار مظهریت خودش مر فعل حق را سبحانه و لهذا مخلصین در شأن انبیا علیهم السلام به روایتی کسر و فتح لام نازل شده است

10 اشعار

بخش 98تمثیل

6 اشعار

بخش 99در بیان آنکه چون تالی کلام حق را سبحانه به واسطه دوام مراقبه متکلم عز شأنه دولت جمیعت خاطر و سعادت مشاهده دست دهد می باید که به ملاحظه تفاصیل معانی مشغول نشود تا ازدولت مشاهده باز نماند بلکه به ملاحظه اجمالی اکتفا کند و اگر نعوذبالله آن معنی در حجاب شود و خواطر پراکنده مستولی گردد به تأمل و تدبر در تفاصیل معانی بر وجهی که موافق شرع و سنت و مطابق اشارت کبراء امت باشد دفع آن خواطر بکند و در مذمت آنان که نه به این طریق در معانی آن غور کنند

57 اشعار

بخش 100تمثیل

5 اشعار