بخش 80 - اشارة الی بعض بطون قوله تعالی انا عرضناالأمانة علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملهاالانسان انه کان ظلوما جهولا
Toggle stanza 1هیچ موجود نیست در عالم
11
هیچ موجود نیست در عالم
که شناسد حقیقت آدم
22
داند آدم حقیقت همه چیز
عین حق را حقیقت همه نیز
33
بیند آن عین را به چشم عیان
گشت ظاهر به صورت اعیان
44
غیر ازو در جهان نبیند هیچ
آشکار و نهان نبیند هیچ
55
لیکن این دولتی نه آسان است
بلکه خاص خواص انسان است
66
جانب آن اشارتیست نهفت
آن امانت که حضرت حق گفت
77
بر سماوات و ارض و ما فی البین
قد عرضنا الامانت فابین
88
لیس فی الکون کائنا ماکان
کافل حملها سوی الانسان
99
غیر انسان کسش نکرد قبول
زانکه انسان ظلوم بود و جهول
1010
ظلم او آنکه هستی خود را
ساخت فانی بقای سرمد را
1111
جهل او آنکه هر چه جز حق بود
صورت آن ز لوح دل بزدود
1212
نیک ظلمی که عین معدلت است
نغز جهلی که مغز معرفت است
1313
ای نکرده دل از علایق صاف
مزن از دانش حقایق لاف
1414
زانکه در عالم خدا دانی
جهل علم است و علم نادانی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

