بخش 62 - در بیان آنکه در جهت بودن حق سبحانه و تعالی به اعتبار تنزل است به مرتبه جسم و جسمانیات و الا من حیث هو مبراست از جمیع امکنه و جهات
Toggle stanza 1چون نه جسم است حق نه جسمانی
11
چون نه جسم است حق نه جسمانی
نه هیولاست نی هیولانی
22
باشد از حیز و جهت بیرون
وز حدود مشابهت بیرون
33
هست من حیث ذاته الأقدس
صفت او همین تجرد و بس
44
لیک چون در مراتب امکان
گشت ظاهر به صورت اعیان
55
در جهان هر صفت که معروف است
بی تقید به جمله موصوف است
66
هر چه باشد ز جنس خیر و جمیل
بین ز اوصاف ذات او بی قیل
77
وانچه نقصی بود در آن واقع
نیست قطعا به سوی حق راجع
88
بلکه هست آن به ذوق اهل سداد
از قصور قبول استعداد
99
پس دلالت بر آنکه وصف کمال
هست ز اوصاف ایزد متعال
1010
حمد حق باشد و ستایش او
قابل مستعد ستایش گو
1111
وانکه از قابل است شر و قبیح
نه ز حق بهر حق بود تسبیح
1212
پی اظهار این مراد و مرام
وارد است از نبی علیه سلام
1313
انما الخیر کله بیدیک
لکن الشر لا یعود الیک
1414
حق هم از بهر کشف این مقصود
در کلام مجید خود فرمود
1515
هیچ چیزی ز نامی و جامد
نیست الا مسبح و حامد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

