غزل شمارهٔ 4

شاعر: حافظ

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 22

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را
1
صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را
که سَر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

O breeze! with softness speak to the beautiful fawn, Saying: Thou hast given to us desire for the mountain and the desert.

2
شِکر فُروش که عُمرَش دراز باد چرا
تَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟

The sugar-seller, whose life be long! why Maketh he no inquiry of the welfare of the parrot sugar of devouring?

3
غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُل
که پُرسِشی نکُنی عَندَلیب شیدا را؟

O rose! perhaps the pride of beauty hath not given thee permission, That thou makest no inquiry as to the state of the distraught nightingale.

4
به خُلق و لطف توان کرد صیدِ اهلِ نظر
به بند و دام نگیرند مرغِ دانا را

By beauty of disposition, people of vision one can captivate: Not by snare and net, take they the wise bird.

5
ندانم از چه سبب رنگِ آشنایی نیست
سَهی‌قَدانِ سیَه‌‌چشمِ ماه‌سیما را

I know not why the color of constancy, they have not Those straight of stature, dark of eye, moon of face.

6
چو با حبیب نِشینی و باده پِیمایی
به یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را

When thou sittest with the beloved; and drinkest wine, Bring to mind the beloved ones, wind-measuring.

7
جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیب
که وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را

Of defect in thy beauty, one cannot speak save to this degree That the way of love and of constancy belongeth not to the lovely face.

8
در آسمان نه عجب گَر به گفتهٔ حافظ
سُرودِ زُهره به رقص آورد مسیحا را

On the sky, what if, of Hafez’s utterances Zuhra’s singing should bring to dancing the Masiha.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زمانه حله نو بست روی صحرا را

کشید دل به چمن لعبتان رعنا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 46

زهی بریخته بر لاله مشک سارا را

شکسته رونق خورشید گوهر آرا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 47

بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را

به جیب آبله ریزم غبار صحرا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 31

کسی چه شکر کند دولت تمنا را

به عالمی‌ که تویی ناله می‌کُشد ما را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 37

نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را

غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 40

فی توحید الباری عز اسمه

درین صحیفه چو آغاز کردم املا را

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 1

دلا چو روی در ارباب معنی آوردی

مبر به کار قوانین شعر و انشا را

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 30

بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را

ز لاله آرزوی جام تازه شد ما را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16

به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را

ز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 23

خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را

که وارهانید به پیرانه سر ز ما ما را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 26

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور