غزل شمارهٔ 82
شاعر: غالب دهلوی
Toggle stanza 1غبار طرف مزارم به پیچ و تابی هست
11
غبار طرف مزارم به پیچ و تابی هست
هنوز در رگ اندیشه اضطرابی هست
22
به بانگ صور سر از خاک برنمی دارم
هنوز در نظرم چشم نیم خوابی هست
33
ز سردی نفس نامه بر توان دانست
که نارسیده پیام مرا جوابی هست
44
به هرزه جان به غلط دادم و ندانستم
که یار دیرپسندی و زودیابی هست
55
نظر فروز اداها به دشمن ارزانی
به من سپار اگر داغ سینه تابی هست
66
ز شوری نمک پرسش نهانی تست
اگر مرا جگر تشنه عتابی هست
77
خود اولین قدح می بنوش و ساقی شو
که آخر از طرف تست گر حجابی هست
88
مگر دهم جگر تشنه را دلی به دروغ
نشان دهید به راهش اگر سرابی هست
99
ز سردمهری ایام نیستیم نژند
که در خرابه ما روی آفتابی هست
1010
بهار هند بود برشگال هان غالب
در این خزانکده هم موسم شرابی هست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

