Toggle stanza 1
در بند تو چشم از دو جهان دوخته ای هست
1

در بند تو چشم از دو جهان دوخته ای هست

هشدار که شهباز تو آموخته ای هست

2

افغان مرا بیهشی ساخته ای نیست

در زمزمه ای بوی جگر سوخته ای هست

3

در دیده ز رخ پرده برانداخته ای نیست

در سینه دو صد عربده اندوخته ای هست

4

زانسوی به میدان وفا تاخته ای نیست

زین سو هوس جانسپری توخته ای هست

5

در راه ثوابش قد افراخته ای نیست

در بزم عتابش رخ افروخته ای هست

6

در تاب مرو غالب اگر بیهده گردد

در کوی تو گویی سگ پاسوخته ای هست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور