غزل شمارهٔ 203

شاعر: عراقی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: اییم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای دوست، بیا، که ما توراییم
1

ای دوست، بیا، که ما توراییم

بیگانه مشو، که آشناییم

2

رخ بازنمای، تا ببینیم

در بازگشای، تا درآییم

3

هر چند نه‌ایم در خور تو

لیکن چه کنیم؟ مبتلاییم

4

چون بی‌تو نه‌ایم زنده یک دم

پیوسته چرا ز تو جداییم؟

5

چون عکس جمال تو ندیدیم

بر روی تو شیفته چراییم؟

6

آن کس که ندیده روی خوبت

در حسرت تو بمرد، ماییم

7

ماییم کنون و نیم جانی

بپذیر ز ما، که بی‌نواییم

8

تا دور شدیم از بر تو

دور از تو همیشه در بلاییم

9

بس لایق و در خوری تو ما را

هر چند که ما تو را نشاییم

10

آنچ از تو سزد به جای ما کن

نه آنچه که ما بدان سزاییم

11

هم زان توایم، هر چه هستیم

گر محتشمیم و گر گداییم

12

از عشق رخ تو چون عراقی

هر دم غزلی دگر سراییم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور