Toggle stanza 1
ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
1

ز دلتنگی به جانم با که گویم؟

ز غصه ناتوانم، با که گویم؟

2

ز تنهایی ملولم، چند نالم؟

ز بی‌یاری به جانم، با که گویم؟

3

به عالم در، ندارم غمگساری

نمی‌دارم، ندانم با که گویم؟

4

ز غصه صدهزاران قصه دارم

ولی پیش که خوانم؟ با که گویم؟

5

چو مرغ نیم بسمل در غم یار

میان خون تپانم، با که گویم؟

6

فتاده چون بود در دام صیدی؟

ز محنت همچنانم، با که گویم؟

7

به کام دوستان بودم، کنون باز

به کام دشمنانم، با که گویم؟

8

مرا از زندگانی نیست سودی

ز هستی در زیانم، با که گویم؟

9

همه بیداد بر من از عراقی است

ز بودش در فغانم، با که گویم؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور