غزل شمارهٔ 203
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1ای دوست، بیا، که ما توراییم
ای دوست، بیا، که ما توراییم
بیگانه مشو، که آشناییم
رخ بازنمای، تا ببینیم
در بازگشای، تا درآییم
هر چند نهایم در خور تو
لیکن چه کنیم؟ مبتلاییم
چون بیتو نهایم زنده یک دم
پیوسته چرا ز تو جداییم؟
چون عکس جمال تو ندیدیم
بر روی تو شیفته چراییم؟
آن کس که ندیده روی خوبت
در حسرت تو بمرد، ماییم
ماییم کنون و نیم جانی
بپذیر ز ما، که بینواییم
تا دور شدیم از بر تو
دور از تو همیشه در بلاییم
بس لایق و در خوری تو ما را
هر چند که ما تو را نشاییم
آنچ از تو سزد به جای ما کن
نه آنچه که ما بدان سزاییم
هم زان توایم، هر چه هستیم
گر محتشمیم و گر گداییم
از عشق رخ تو چون عراقی
هر دم غزلی دگر سراییم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گر ما گوییم، ماکجاییم
ور تو، تو هم آن کسی که ماییم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2388
جز جانب دل به دل نیاییم
یک لحظه برون دل نپاییم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1555
ما زنده به نور کبریاییم
بیگانه و سخت آشناییم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1576
لبیک زنان عشق ماییم
احرام گرفته در وفاییم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 271
خورشید تویی و ذره ماییم
بی روی تو روی کی نماییم
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 272
Sources
Persian text source: Ganjoor

