غزل شمارهٔ 2388

Toggle stanza 1
گر ما گوییم‌، ماکجاییم
1

گر ما گوییم‌، ماکجاییم

ور تو، تو هم آن‌ کسی‌ که ماییم

2

پوشیدگی‌ایم لیک رسوا

عریانی لیک در قباییم

3

گوشیم و شنیدنی نداربم

چشمیم و مژه نمی‌گشاییم

4

گر شکوه کنیم بی‌تمیزیم

ور شکر خیال نارساییم

5

تا خاک نشان دهیم عرشیم

چون سر به ‌گمان رسیم پاییم

6

بی نسبت نسبتیم و سحریم

نی هست نه نیست آشناییم

7

زین شعبده هیچ نیست منظور

جز آنکه به فهم در نیاییم

8

عیب و هنر تعین این‌ست

پیدا و نهان جنون قباییم

9

پنهان چیزی ‌که درگمان نیست

پیدا اینها که می‌نماییم

10

آخر به کجا رویم زین دشت

در خارستان برهنه پاییم

11

اینجا چه سلامت و کجا امن

یک‌دانه و هفت آسیاییم

12

کوه و صحرا و باغ و بستان

ماییم اگر ز خود برآییم

13

با غیر یگانگی چه حرف است

از عالم خو هم جداییم

14

یا رب ز کجا تمیز جوشید

کایینهٔ صد جهان بلاییم

15

در نسخهٔ شبههٔ جدایی

تصحیف حقیقت خداییم

16

استغنا بی نیاز خویش است

خود را بر خود چه وانماییم

17

عرض من و ما عرق ‌کمین است

ساز خاموش تر صداییم

18

بیدل‌ زین حرف و صوت‌ تن زن

افسانهٔ راز کبریاییم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor