غزل شمارهٔ 852
شاعر: عطار
Toggle stanza 1ای آفتاب رویت از غایت نکویی
11
ای آفتاب رویت از غایت نکویی
افزون ز هرچه دانی برتر ز هرچه گویی
22
گر نیکویی رویت یک ذره رخ نماید
دو کون مست گردد از غایت نکویی
33
یارب چه آفتابی کاندر دو کون هرگز
در چشم جان نیاید مثلت به خوبرویی
44
چون از کمال غیرت بر جان کمین گشایی
از خون عاشقانت روی زمین بشویی
55
عطار در ره او از هر دو کون بگذر
وانگه ز خود فنا شو گر مرد راه اویی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای باد صبح گاهی، خه از کدام سویی؟
وی بوی مهربانی، وه از کدام بویی؟
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1895
یار است و صد کرشمه، شهر است و خوبرویی
ماییم و طعن دشمن، خلقی و گفتگویی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1957
بر هرگلی دمیدهست افسون آرزویی
بوی شکسته رنگی رنگ پریده بویی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2820
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

