غزل شمارهٔ 56

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: اراست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ره عشاق راهی بی‌کنار است
1
ره عشاق راهی بی‌کنار است
ازین ره دور اگر جانت به کار است
2
وگر سیری ز جان در باز جان را
که یک جان را عوض آنجا هزار است
3
تو هر وقتی که جانی برفشانی
هزاران جان نو بر تو نثار است
4
وگر در یک قدم صد جان دهندت
نثارش کن که جان‌ها بی‌شمار است
5
چه خواهی کرد خود را نیم‌جانی
چو دایم زندگیِّ تو ، به بار است
6
کسی کز جان بود زنده درین راه
ز جرم خود همیشه شرمسار است
7
درآمد دوش در دل عشق جانان
خطابم کرد کامشب روز بار است
8
کنون بی‌خود بیا تا بار یابی
که شاخ وصل بی باران به بار است
9
چو شد فانی دلت در راه معشوق
قرار عشق جانان بی‌قرار است
10
تو را اول قدم در وادی عشق
به زارش کشتن است آنگاه دار است
11
وزان پس سوختن تا هم بوینی
که نور عاشقان در مغز نار است
12
چو خاکستر شوی و ذره گردی
به رقص آیی که خورشید آشکار است
13
تو را از کشتن و وز سوختن هم
چه غم چون آفتابت غمگسار است
14
کسی سازد رسن از نور خورشید
که اندر هستی خود ذره‌وار است
15
کسی کو در وجود خویش ماندست
مده پندش که بندش استوار است
16
درین مجلس کسی باید که چون شمع
بریده سر نهاده بر کنار است
17
شبانروزی درین اندیشه عطار
چو گل پر خون و چون نرگس نزار است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور