صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »سعادت نامه
  3. »باب چهارم
  4. »فصل اول
  5. »بخش 5 - الضلال المبین

بخش 5 - الضلال المبین

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

چون بر انواع اوفتاد افعال

مختلف گشت از آن سبب اقوال

22

گاه قسری و گه طبیعی بود

در ارادی فتاد گفت و شنود

33

بوالحسین و ابوالمعالی ما

هر دو قایل به مذهب حکما

44

فعل بنده ز قدرت بنده

گفته، وان باز ز آفریننده

55

باز استاد هر دو قدرت را

شرکتی داده بهر علت را

66

متکلم میان جبر و قدر

گفته قول دگر و فیه نظر

77

قدری این همه زخود گیرد

خویش را اصل نیک و بد گیرد

88

از سر جهل خود به وفق مراد

شبهه​ای چند کرده​اند ایراد

99

گفت: گر جمله زوست چیست جزا

ظلم کردن براو چو نیست روا

1010

او کند جمله پس مرا گیرد

خود چرا کرد یا چرا گیرد

1111

بد از او در وجود چون آید

بد شود نیک و این نمی​شاید

1212

امر مالایطاق بیداد است

عقل از این شک و شبهه آزاد است

1313

شبهۀ آنکه گبر بی دین است

گر بدانی بعینه این است

1414

اصل توحید می​کنند ابطال

از سر جهل و حکمت افعال

1515

عقدۀ شک و شبهه را همه حل

کرده ایزد بقول «لاتسأل»

1616

آنکه بد می​کند به قول تو هم

هست مخلوق حق ز عین عدم

1717

بد ز خود گیر یا خود از شیطان

او ز حق باز شبهه گشت همان

1818

چونکه حق کرد اصل آنچه شر است

بد خود این است و بل ز بد بتر است

1919

چند خود را به دست دیو دهی

بد مبین تا ز هر بدی برهی

2020

نیک و بد چون همه از او بینی

هرچه بینی همه نکو بینی

2121

آدمی نبود آنکه او ز چرا

چون خر افتاد روز و شب به چرا

2222

گل معنی به دم بیازردی

هر چه دیدی بدان چرا کردی

2323

چیست تفسیر ظلم بر اطلاق

جز تصرف به غیر استحقاق

2424

از خداوند نیک و بد، زن و مرد

ظلم را کی توان تصور کرد

2525

مالک ملک بر حقیقت اوست

هر بدی کو کند همه نیکوست

2626

تا تو در خویش مبتلا باشی

دوست خود، دشمن خدا باشی

2727

کار او را همه ز خود بینی

لاجرم نیک را تو بد بینی

2828

هیچ خود بین نکو نخواهد دید

هم بر این ختم گشت گفت و شنید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شیخ الاسلام دُرّ معنی سفت

در جواب کسی که با او گفت

شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل اول»بخش 4 - حکایت

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور