صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »سعادت نامه
  3. »دیباچه
  4. »بخش 2 - فی ترتیب الکتاب و سبب نظمه

بخش 2 - فی ترتیب الکتاب و سبب نظمه

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

راه خواهی به صحن و صفۀ بار

چنگ در عقل و نقل محکم دار

22

ور ندانی بدین همه ره برد

این ضعیف اصل آن به نظم آورد

33

جمله علم الیقین و عین یقین

باز حق الیقین قوم گُزین

44

بعد از آن قصۀ ضلال مبین

گفته بر سنت کلام مهین

55

فصل​ها را بدان لقب کردم

نظم را هم بدان رُتَب کردم

66

هشت باب است و هر یکی در فصل

کرده تفصیل فصل​ها چار اصل

77

اولین اصل اعتقاد صحیح

به گواهی عقل و نقل صریح

88

کنم آن مدّعای خویش درست

تا بدانی عقیده را ز نخست

99

پس کنم حل آیت اندر پی

تا محقق شود مراد از وی

1010

چون زعلم الیقین ایمانی

سوی آن اعتقاد برهانی

1111

سوی عین الیقین برهان باز

رُقعۀ آن سخن کنم آغاز

1212

حصۀ ذوق و کشف اهل نظر

همه را دیدنی ز وصف و خبر

1313

باز گویم ز گفتۀ ایشان

رازهای نهفتۀ ایشان

1414

آنگهی قول مَبْتدع با ذم

شبهه، آنگه جواب آن با هم

1515

باز تحقیق اصل آن مذهب

وز که برخاست آنچنان مذهب

1616

به حکایات وراست تمثیلات

کرده توضیح معنی آیات

1717

سخنی چند از مشایخ ما

به تبرک نوشته در هر جا

1818

مدح و ذم اندر او همه بر جای

راست بر سنت کلام خدای

1919

بعد از آن مذهب مخالف دین

گفته بر سنت کلام مهین

2020

نقل و عقل و حقایق است و کلام

مذهب و شبهه و جواب تمام

2121

دارد او هشت باب همچو بهشت

از زر و نقرۀ معانی خشت

2222

کشف و برهان و آیت قرآن

جمله منظوم کس نداد نشان

2323

خود به نثر این علوم جمله به هم

کس نکرده است جمع در عالم

2424

شطح و طامات هیچ نیست در او

نتوان کرد اعتراض بر او

2525

گرچه کس زین نمط نگفت سخن

نیست لایق به حال و منصب من

2626

پایۀ فضل خویش بشکستم

چونکه این عقد را به هم بستم

2727

من که در نثر موی بشکافم

تا چرا شعر شعر می​بافم

2828

گر ضرورت نبودی این ابیات

کی ز من صادر آمدی هیهات

2929

مردم عصر شعر جوی بدند

علما نیز شعر گوی شدند

3030

سخن بدعت آنگهی شده فاش

در میان جهانی از اوباش

3131

عالم کژ نظر بدان قایل

زاهد خر صفت بدان مایل

3232

وعدۀ خواجه راست گشت الحق

بشنو از جان برآر قول صدق

3333

اهل این دین که یک گروه بدند

تا به هفتاد و سه گروه شدند

3434

وان شده هفتصد در این ایام

حصر کرده است خواجه فخر انام

3535

گرچه هفتاد و سه بدند از اصل

هفتصد شد به فرع و شعبه و فصل

3636

در کتب نام هر یکی مسطور

صفت اعتقادشان مذکور

3737

اندرین نظم هم بگویم باز

گرچه گردد حدیث بر تو دراز

3838

من چو این حال مختلف دیدم

نیک بر دین خود بلرزیدم

3939

گفتم آوه که گر ز من این حال

حق تعالی کند به حشر سؤال

4040

که تو از قوم بازپس ماندی

خلق را کی به دین ما خواندی؟

4141

چه بود مر مرا طریق جواب

پس همین بیش نیست وجه صواب

4242

که به تألیف و درس و دادن پند

نشوم بعد از این دگر خرسند

4343

بلکه این علم را ز جمله علوم

از پی کار دین کنم منظوم

4444

بحث​های همه اصول و کلام

آورم در هزار بیت تمام

4545

علم​ها را دگر کنم هم ضم

تا شود سه هزار جمله به هم

4646

گر کسی آن کند از این ممتاز

باشد این نیز در محل جواز

4747

آری آری به قدر استعداد

می​توان کرد خلق را ارشاد

4848

نیست دعوت مگر به قدر عقول

این چنین آمد از خدا و رسول

4949

بعثت انبیا به مذهب و کیش

بود دایم به لفظ امت خویش

5050

لیک شرط است کاندرین ابیات

ننگرد جز که اهل فکر و ثبات

5151

اصطلاح چهار قوم بدان

پس در او بنگر از سر ایقان

5252

از سر جهل و حُمْق و خودرایی

هان و هان هرزه ​ای نفرمایی

5353

این نه طامات و شطح و افسانست

نظم این نوع سخت آسانست

5454

بلکه توحید و حکمت است و اصول

پاک کرده ز حشو شعر و فضول

5555

چونکه دیدم در او سعادت تام

کردمش نامۀ سعادت نام

5656

ذکر اهل سعادتست در او

ختم گشت این مقام جمله بر او

5757

بود و باشد به طالع مسعود

ابتدا سعد و عاقبت محمود

5858

ای که کردی در این کتاب نظر

به دعایی مرا به یاد آور

5959

که بر ابن کریم رحمت باد

حشر او با مهین امت باد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حمد و فضل خدای عزّوجل

هست بر بنده واجب از اول

شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»دیباچه»بخش 1 - بسم اللّه الرحمن الرحیم

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور