صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »سعادت نامه
  3. »باب چهارم
  4. »فصل پنجم
  5. »بخش 7 - حکایت

بخش 7 - حکایت

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بر رهی می​گذشت شیخ مهین

سعد دین حمویه با تمکین

22

برکۀ آب بود در ره پیر

که گذشتن از آن نبود گزیر

33

مرکب شیخ ز آب باز جهید

عکس خود را چو اندر آب بدید

44

شیخ گفت آب را بشورانید

عکس او را بر او بپوشانید

55

آب روشن از آن مکدر گشت

بی تعب اسب شیخ از آن بگذشت

66

کرد اشارت پس آنگه از چپ و راست

سوی اصحاب کین طریق شما است

77

اسب نفس تو توسن آمد هان

تا نگردی از آن تو سرگردان

88

تا که در وی رمیدنی باشد

آن هم از عکس دیدنی باشد

99

چون ز خودبینی او گرفت آرام

بضرورت شود به زیر تو رام

1010

اگر از سنّتی شود خودبین

رو مباحی به ضدّ آن بگزین

1111

هر عبادت که گشت عادت تو

قوت نفس است آن عبادت تو

1212

پس مداواة صاحب استعداد

نکند جز به صورت اضداد

1313

به تو خیری که باشد اندر دیر

بهتر از مسجد است با «اناخیر»

1414

سرّ تکلیف حکم تعجیز است

داند آن کس که اهل تمییز است

1515

بار برداشت آدمی فضول

ایزدش خواند از آن «ظُلوم و جهول»

1616

لطف او گر نگفتی «آتاهم»

«یحملوا» ذاک بل «حملناهم»

1717

کی به پایان رسیدی ای گمراه

تو و بار تو بی «یتوب اللّه»

1818

بار او کرد تا فرو ماند

تختۀ عجز خویش برخواند

1919

خوان «امّن یجیب» ساز کند

در «انی قریب» باز کند

2020

معصیت کان ترا به عذر آرد

بهتر از طاعتی که عجب آرد

2121

کبر ابلیس و عجز آدم بین

زان دو یک کار بهر خود بگزین

2222

آن لعین ابد ز خودبینی

وین صفی احد ز مسکینی

2323

بهم آوردم این سخن سر و بن

طاعت از بهر نفس خویش مکن

2424

هرچه خواهی کز آن شوی مهتر

هرچه کمتر کنی ترا بهتر

2525

گاه گاهی اعوذ بالشیطان

گفته​اند اهل دل من الرحمان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کودکی دید عکس خود در آب

زان بترسید و بانگ زد کای باب

شیخ محمود شبستری»سعادت نامه»فصل پنجم»بخش 6 - حکایت

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور