صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. شیخ محمود شبستری
  2. »گلشن راز
  3. »بخش 56 - جواب

بخش 56 - جواب

شاعر: شیخ محمود شبستری

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

شراب و شمع و شاهد عین معنی است

که در هر صورتی او را تجلی است

22

شراب و شمع سکر و نور عرفان

ببین شاهد که از کس نیست پنهان

33

شراب اینجا زجاجه شمع مصباح

بود شاهد فروغ نور ارواح

44

ز شاهد بر دل موسی شرر شد

شرابش آتش و شمعش شجر شد

55

شراب و شمع جام و نور اسری است

ولی شاهد همان آیات کبری است

66

شراب بیخودی در کش زمانی

مگر از دست خود یابی امانی

77

بخور می تا ز خویشت وارهاند

وجود قطره با دریا رساند

88

شرابی خور که جامش روی یار است

پیاله چشم مست باده‌خوار است

99

شرابی را طلب بی‌ساغر و جام

شراب باده خوار و ساقی آشام

1010

شرابی خور ز جام وجه باقی

«سقاهم ربهم» او راست ساقی

1111

طهور آن می بود کز لوث هستی

تو را پاکی دهد در وقت مستی

1212

بخور می وارهان خود را ز سردی

که بد مستی به است از نیک مردی

1313

کسی کو افتد از درگاه حق دور

حجاب ظلمت او را بهتر از نور

1414

که آدم را ز ظلمت صد مدد شد

ز نور، ابلیس، ملعونِ ابد شد

1515

اگر آیینهٔ دل را زدوده است

چو خود را بیند اندر وی چه سود است

1616

ز رویش پرتوی چون بر می‌ افتاد

بسی شکل حبابی بر وی افتاد

1717

جهانِ جان در او شکلِ حباب است

حبابش اولیائی را قباب است

1818

شده زو عقل کل حیران و مدهوش

فتاده نفس کل را حلقه در گوش

1919

همه عالم چو یک خمخانهٔ اوست

دل هر ذره‌ای پیمانهٔ اوست

2020

خرد مست و ملایک مست و جان مست

هوا مست و زمین مست آسمان مست

2121

فلک سرگشته از وی در تکاپوی

هوا در دل به امید یکی بوی

2222

ملایک خورده صاف از کوزهٔ پاک

به جرعه ریخته دردی بر این خاک

2323

عناصر گشته زان یک جرعه سر خوش

فتاده گه در آب و گه در آتش

2424

ز بوی جرعه‌ای که افتاد بر خاک

برآمد آدمی تا شد بر افلاک

2525

ز عکس او تن پژمرده جان یافت

ز تابش جان افسرده روان یافت

2626

جهانی خلق از او سرگشته دائم

ز خان و مان خود برگشته دائم

2727

یکی از بوی دردش ناقل آمد

یکی از نیم جرعه عاقل آمد

2828

یکی از جرعه‌ای گردیده صادق

یکی از یک صراحی گشته عاشق

2929

یکی دیگر فرو برده به یک بار

می و میخانه و ساقی و میخوار

3030

کشیده جمله و مانده دهن باز

زهی دریا دل رند سرافراز

3131

در آشامیده هستی را به یک بار

فراغت یافته ز اقرار و انکار

3232

شده فارغ ز زهد خشک و طامات

گرفته دامن پیر خرابات

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شراب و شمع و شاهد را چه معنی است

خراباتی شدن آخر چه دعوی است

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 55 - سوال از معنی حقیقی شراب و شاهد و خرابات و امثال آن

اگلی نظم

خراباتی شدن از خود رهایی است

خودی کفر است ور خود پارسایی است

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 57 - اشارت به خرابات

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور