صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
  4. »بخش 7 - حکایت

بخش 7 - حکایت

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

آن شنیدی که در گه عیسی

خواست باران به حاجت از مولی

22

رفت و با قوم خود به استسقا

کرد هرکس ز عجز خویش دعا

33

به اجابت دعا نشد مقرون

گشت عیسی از آن سبب محزون

44

ناگه آمد ندا که مُجرم را

از میان کن برون که مُکرم را

55

با گنه‌کار نیست راه رضا

نشنود از گناه‌کار دعا

66

بازگشتند جمله آن انبوه

که جهان بود از آن گروه ستوه

77

جز یک اعور نماند با عیسی

جان ما باد جانش را به فدا

88

گفت عیسی چرا نرفتی تو

پشت چون دیگران نخفتی تو

99

تا تو بودی بگو گنه کردی

نامهٔ خویشتن سیه کردی

1010

گفت روزی همی به رهگذری

سوی نامحرمی زدم نظری

1111

هم بر آنجای کان نظر دیدم

طمع از جان خویش ببریدم

1212

قدم از خشم بر نکندم من

تا مر این چشم برنکندم من

1313

چون ظفر یافت دیو بر چشمم

چشم کردم سیاه چون وشمم

1414

تا ظفر یافت دیو بر بصرم

دیده را دور کردم از نظرم

1515

آنچه از من نصیب شیطان بود

گشته مر دیو را به فرمان بود

1616

دور کردم ز خویشتن یک راه

تا نمانم رهینِ خشم آله

1717

گفت عیسی بگوی زود دعا

که تویی در زمانه خاص خدا

1818

دست بر کرد زود مرد امین

عیسی اندر عقب کنان آمین

1919

دست برداشت مرد دینی زود

بود یزدان ز فعل او خشنود

2020

در هوا زود گشت میغ پدید

ابر باران گرفت و می‌بارید

2121

از چپ و راست سیلها برخاست

رودها ره گرفت از چپ و راست

2222

هر که را برگزید یزدانش

بر زمانه رواست فرمانش

2323

گر تو فرمان حق بری، فرمان

بدهی بر زمانه چون شاهان

2424

نظری کان نبایدت منگر

تا نیابی تو از زمانه خطر

2525

هرکه او ننگرد به ناشایست

نکشد رنج و غم به نابایست

2626

سهمی است از سهام دیو لعین

هر نظر کان نشاید اندر دین

2727

عاشقی جز به اختیار خطاست

آه عاشق به اختیار کجاست

2828

ز آبِ پشت آبروی بگریزد

کابِ پشت آبِ رویها ریزد

2929

کرد پر بادت اندرین عالم

انده آبِ پشت و نان شکم

3030

اینت چابک سوار در تگ و تاز

که پیاده بماند با مهماز

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آنچه بر تن قبول بر جان رد

وانچه بر پای نیک بر سر بد

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 6 - در چشم نگاه داشتن گوید قالَ النّبی علیه‌السّلام: النّظر سهم منِ سهامِ الشیطان

اگلی نظم

آنکه با نقشهای زیبااند

تختهٔ کودکان و دیبااند

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 8 - اندر صفت خوب روی بدخوی گوید

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور