صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
  4. »بخش 18 - فی زینة‌الاطفال

بخش 18 - فی زینة‌الاطفال

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

آن نبینی که طفل را دایه

گاهِ خُردی به اوّلین پایه

2

گاه بندد ورا به گهواره

گاه بر بر نهدش همواره

3

گه زند صعب و گاه بنوازد

گاه دورش کند بیندازد

4

گاه بوسد به مهر رخسارش

گاه بنوازد و کشد بارش

5

مرد بیگانه چون نگاه کند

خشم گیرد ز دایه آه کند

6

گویدش نیست مهربان دایه

برِ او هست طفل کم‌مایه

7

تو چه دانی که دایه به داند

شرط کار آنچنان همی راند

8

بنده را نیز کردگار به شرط

می‌گذارد به جمله کار به شرط

9

آنچه باید همی دهد روزی

گاه حرمان و گاه پیروزی

10

گاه بر سر نهد ز گوهر تاج

گه به دانگی ورا کند محتاج

11

تو به حکم خدای راضی شو

ور نه بخروش و پیش قاضی شو

12

تا ترا از قضاش برهاند

ابله آنکس که اینچنین ماند

13

هرچه هست از بلا و عافیتی

خیر محض است و شر عاریتی

14

بد به جز جلف و بی‌خرد نکند

که نکوکار هیچ بد نکند

15

سوی تو نام زشت و نام نکوست

ورنه محض عطاست هرچه ازوست

16

بد ازو در وجود خود ناید

که خدا را بد از کجا شاید

17

آنکه آرد جهان به کُن فیکون

چون کند بد به خلق عالم چون

18

خیر و شر نیست در جهانِ سخن

لقب خیر و شر به توست و به من

19

آن زمان کایزد آفرید آفاق

هیچ بد نافرید بر اطلاق

20

مرگ این را هلاک و آنرا برگ

زهر آن را غذای و این را مرگ

21

زاینه روی را هنر باشد

گرچه پشتش پُر از گهر باشد

22

آینه گر چو پشت روی سیاه

بودیی کس نکردی ایچ نگاه

23

زاینه روی به بُوَد خورشید

پشت او خواه سیاه و خواه سپید

24

چون ترا از درون دل بنگاشت

آینهٔ تو ز پیش دل برداشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پسری احوَل از پدر پرسید

کای حدیث تو بسته را چو کلید

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 17 - التمثیل لقوم ینظرون بعین الاحوال «مُناظِرَة الوَلَدِ مَعَ الوالِد»

اگلی نظم

نقش بند برون گلها اوست

نقش‌دان درون دلها اوست

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 19 - فصل اندر صُنع و قدرت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور