صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
  4. »بخش 22 - تمثیل در مذمّت دوستی دنیا

بخش 22 - تمثیل در مذمّت دوستی دنیا

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ای گرفته به دست حرص و امل

پیر زالی سر تو زیر بغل

22

دو جهان آنکه علوی و سفلیست

صورت هر دو باز گویم چیست

33

این یکی پیر تنگ میدانیست

وآن دگر زال سبحه گردانیست

44

شکر تسبیح می‌کند جاوید

به دو تا مهرهٔ سیاه و سپید

55

همه بر گرد درگهش به طواف

مرد سجاده باف و کُستی باف

66

ز ابلهان رازهاش پوشیده است

لیک عاقل همه نیوشیده است

77

نه همی گویدت فلک ز فراز

کز خرد نردبان کن و بر تاز

88

همچو آدم برای آن دم را

نردبان ساز بام عالم را

99

در جهان خرد بر آی از خاک

چکنی کلبهٔ میان کاواک

1010

زیر این پردهٔ کبود منو

پند این راهب جهان بشنو

1111

که همی گوید از زبان مرور

که بنگذارمت به غار غرور

1212

سه روانت ز نه ستیخ کنم

همه اعضات چار میخ کنم

1313

پیش از آن کِت برآید این مکّار

برو این هفت و چار و نه بگذار

1414

که عدد چون رسید بر سر حد

روی بنمود بارگاه احد

1515

دل ز دنیا و مهر او بگسل

زآنکه بر جان سمست و در دل سل

1616

دنیی ار چه فراغت حال است

آفتش فخر و کبر و محتاتیست

1717

خردت خسرو گزیده کند

باز اَزت گدای دیده کند

1818

زار ماندست مرد زی دنیا

نکند جُست را کری دنیا

1919

گر به چشم تو هست دختر خال

هست مکروه و زشت باطن و زال

2020

مده از بهر لاف احمق وار

رخصت دین به رخصت دینار

2121

دل بی برگ را نوا نورست

بی نیاز از خدای و دین دورست

2222

قدر سیمی که حرص ننشاند

فرج استر نکو همی داند

2323

آنّ فی دیننا بخوان و بدان

مرکبت را بران و تیز بران

2424

صدمت شوق در سرای فراق

نکشد بار انتظار براق

2525

خردت را بران و دست مدار

بر خرد شرع مصطفی بگمار

2626

چون بیوباردت نهنگ سقر

دست بر سر کنی نیابی سر

2727

سیم را در دل ایچ راه مده

به ملک نامهٔ سیاه مده

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آنچه ارکانی و آنچه گردونیست

زان جهان پوستهای بیرونیست

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 21 - در صفت ارکانی و گردونی با آن جهان الدنیا قنطرةٌ فاعبروها ولا تعمروها

اگلی نظم

چکنی در کنار مادر خو

آخر ای نازنین کم از دو دو

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 23 - فی ترک العادة بالمجاهدة

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور