صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
  4. »بخش 62 - المثل فی الخشوع و حضور القلب فی الصّلوة قصّة امیرالمؤمنین علیه‌السّلام

بخش 62 - المثل فی الخشوع و حضور القلب فی الصّلوة قصّة امیرالمؤمنین علیه‌السّلام

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

در اُحد میر حیدر کرّار

یافت زخمی قوی در آن پیکار

22

ماند پیکان تیر در پایش

اقتضا کرد آن زمان رایش

33

که برون آرد از قدم پیکان

که همان بود مرورا درمان

44

زود مرد جرایحی چو بدید

گفت باید به تیغ باز برید

55

تا که پیکان مگر پدید آید

بستهٔ زخم را کلید آید

66

هیچ طاقت نداشت بادمِ گاز

گفت بگذار تا بوقت نماز

77

چون شد اندر نماز حجّامش

ببرید آن لطیف اندامش

88

جمله پیکان ازو برون آورد

و او شده بی‌خبر ز ناله و درد

99

چون برون آمد از نماز علی

آن مر او را خدای خوانده ولی

1010

گفت کمتر شد آن اَلم چونست

وز چه جای نماز پُر خونست

1111

گفت با او جمال عصر حسین

آن بر اولاد مصطفی شده زَیْن

1212

گفت چون در نماز رفتی تو

برِ ایزد فراز رفتی تو

1313

کرد پیکان برون ز تو حجام

باز نا داه از نماز سلام

1414

گفت حیدر به خالق الاکبر

که مرا زین اَلم نبود خبر

1515

ای شده در نماز بس معروف

به عبادت برِ کسان موصوف

1616

این‌چنین کن نماز و شرح بدان

ورنه برخیز و خیره ریش ملان

1717

چون تو با صدق در نماز آیی

با همه کام خویش باز آیی

1818

ور تو بی‌صدق صد سلام کنی

نیستی پخته کار خام کنی

1919

یک سلامت دو صَد سلام ارزد

سجدهٔ صدق صد قیام ارزد

2020

کان نمازی که عادتی باشد

خاک باشد که باد برپاشد

2121

اندرین ره نماز روحانی

آن به آید که خشک جنبانی

2222

جان گدازد نماز بار خدای

خشک جنبان بود همیشه گدای

2323

بود از روی جهل و نااهلی

چون بجوید طریق بوجهلی

2424

گرت باید که مرد باشی مرد

خشک بگذار و گردِ دریا گرد

2525

گرت نبوَد ز بحر دُرّ خوشاب

هم تو دانی که در نمانی از آب

2626

چنگ در راه حق زن ای سرهنگ

گرت نبود مراد نبود ننگ

2727

مرد کز آب و خاک دارد عار

به هوا بر نشیند آتش‌وار

2828

کله آسمان منه بر سر

تا بیابی ز جبرئیل افسر

2929

تاج گردد ترا کلاه مَلَک

باشگونه شود کلاه فلک

3030

تا بدانی حق از هوا و هوس

کین همه هیچ نیست زی تو و بس

3131

عدمت چون وجود یکسانست

هرچه تو خواستی همه آنست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

قال‌الله تعالی: الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة، و قال النّبی علیه‌السلام عند نزعه: و ما ملکت ایمانکم، و قال النّبی صلی اللّه علیه و سلم حبب الی من دنیاکم ثلاث: الطبیب والنساء و قرّة عینی فی‌الصلوة، و قال علیه‌السلام: من ترک الصلوة متعمداً فقد کفر و بین‌الاسلام والکفر ترک‌الصلوة، و قال: المصلی یناجی ربه، و قال علیه‌السلام لو علم المصلی من یناجی ما التفت و قال علیه‌السلام کن فی صلوتک خاشعا و قال علیه‌السلام: الصلوة نورالمؤمن، من اقام الصلوة اعطی الجنّة بالصلوة.

بنده تا از حدث برون ناید

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 61 - فصل فی شرائط صلوة الخمس والمناجات والتضرّع والخشوع والوقار والدعاء

اگلی نظم

بارگی را بساز آلت و زین

از پی بارگاه علّیّین

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 63 - فی الصّلوة و الرّغبة

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور