صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
  4. »بخش 5 - اندر عذر انبساط گوید

بخش 5 - اندر عذر انبساط گوید

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چون خرد در لبت به جان نگرم

چون قلم بر خطت به جان گذرم

2

آینهٔ روشنی به دست خرد

کس در آن روی دم نیارد زد

3

پیش تو چون سنان کمر بندم

خون همی گریم و همی خندم

4

همچو چنگ ار درِ هوات زنم

رسن اندر گلو نوات زنم

5

خواجه آگه که راز مطلق گفت

رسن اندر گلو اناالحق گفت

6

کانکه از بیم نفس بگریزد

عشق با خونِ دل درآمیزد

7

حرز خواجه پس از فراق تنش

وصل حق بود جملهٔ سخنش

8

پشت را روی باش و خیره مجه

بر سرِ دار دست و پای منه

9

زانکه در کلمن رموز ازل

خاصه آنگه که جان شنید غزل

10

حق چو مر خواجه را پدید آمد

پرهٔ رمز را کلید آمد

11

از نخست آوریده این پیغام

به پسین آفریده این خود کام

12

باز پس مانده‌ای ز پیش اجل

پس و پیشت گرفته حرص و امل

13

از پی نان و آب ماندی باز

در حجاب نیاز تن چو پیاز

14

چه افگنی تخم حرص و آز و نیاز

در گِل دل که آز نارد ناز

15

کاندرین خرسرای پویی تو

به چه مانی مرا نگویی تو

16

گر به آب و به نان بماندی باز

چکنی تخم خشم و شهوت و آز

17

کانچه شوری ز نخ کند محلوج

وآنچه تری ترا کند مفلوج

18

تو بپرهیز از این غرور فلک

که نداری سرِ مرور فلک

19

کاندرین حجره بر تن و دل و جان

آب از آن گشت بر خرد تاوان

20

کنجدی گر دهد ترا گردون

دبه‌ای بنددت سبک بر کون

21

که تواند که دانهٔ کنجد

در دبهٔ روغنی دو من گنجد

22

جان و دینت به قهر بستاند

گر ترا دل به خویشتن خواند

23

نیست بی‌رنج راحتِ دنیا

خنک آنکس که کرد هر دو رها

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

لب چو بگشاد پیر فرزانه

سایه بیرون گریخت از خانه

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 4 - اندر صفت مرید

اگلی نظم

آنچه بر تن قبول بر جان رد

وانچه بر پای نیک بر سر بد

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله»بخش 6 - در چشم نگاه داشتن گوید قالَ النّبی علیه‌السّلام: النّظر سهم منِ سهامِ الشیطان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور