صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
  4. »بخش 34 - التمثّل فی صفة‌الانسان

بخش 34 - التمثّل فی صفة‌الانسان

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

آن شنیدی که رفت زی قاضی

تا کند خصم خویش را راضی

2

بود مردی در آن میانه گواه

که ز آبادی خود نبود آگاه

3

چون گواهی بداد قاضی گفت

کای تو با مردمی و رادی جفت

4

نه فلان مرد راد جدّ تو بود

که فرزدق ورا همی بستود

5

از عطا بود کام و راحت روح

شعرا را بُد از کرم ممدوح

6

مرد گفت از فرزدق و اشعار

من ندارم خبر تو رنجه مدار

7

گفت قاضی چو تو ز نادانی

منقبتهای خود نمی‌دانی

8

قول تو من کجا قبول کنم

من همه کار بر اصول کنم

9

چون ندانی فرزدق و نه مدیح

من ندارم شهادت تو صحیح

10

تو اگر ز آدمی چو آدم باش

راه او را نه بیش و نه کم باش

11

جان به کف برنه و دلیر آسای

قصد این راه کن درو ماسای

12

کاین دو روزه حیات نزد خرد

چه خوش‌و ناخوش‌و چه نیک و چه بد

13

باش تا بیخ تو به آب رسد

ماه‌ خیمه‌ات به آفتاب رسد

14

کودکی تو هنوز معذوری

زین طریق دقیق بس دوری

15

بسته کی گیردت به حاصل نقل

هرکه دارد گشاد نامهٔ عقل

16

تو چه دانی ز آفرینش حق

چه شناسی بیان بینش حق

17

تو که در بند آبی و نانی

کی جهان و نهان او دانی

18

وقت را شکر کن که در ایام

زاده‌ای در میانهٔ اسلام

19

خواری و زخم کفر دیده نه‌ای

شربت کافری چشیده نه‌ای

20

سعی ناکرده در ره ایمان

پیشت آورده‌اند از ایمان خوان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن نبینی که پادشه‌زاده

که ورا ملکتست آماده

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 33 - التمثّل فی‌الانسان و عمله

اگلی نظم

بود عمّر نشسته روزی فرد

گردش اصحاب صفّه با غم و درد

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 35 - التمثیل فی شکر هدایة‌الاسلام

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور