صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
  4. »بخش 68 - در مناجات گوید

بخش 68 - در مناجات گوید

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ای روان همه تنومندان

آرزو بخش آرزومندان

22

تو کنی فعل من نکو در من

مهربان‌تر ز من تویی بر من

33

رحمتت را کرانه پیدا نیست

نعمتت را میانه پیدا نیست

44

آنچه بدهی به بنده دینی ده

با رضای خودش قرینی ده

55

دلم از یاد قدس دین خوش کن

نسبت باد و خاکم آتش کن

66

از تو بخشودنست و بخشیدن

وز من افتادنست و شخشیدن

77

من نیم هوشیار مستم گیر

من بلخشیده‌ام تو دستم گیر

88

از تو دانم یقین که مستورم

پرده‌پوشیت کرده مغرورم

99

راندهٔ سابقت ندانم چیست

خواندهٔ خاتمت ندانم کیست

1010

عاجزم من ز خشم و خوشنودیت

نکند نیز لابه‌ام سودیت

1111

دل گمراه گشت انابت جوی

مردم دیده شد جنابت شوی

1212

دل گمراه را رهی بنمای

مردم دیده را دری بگشای

1313

که ننازد ز کارسازی تو

که بترسد ز بی‌نیازی تو

1414

ای به رحمت شبان این رمه تو

چه حدیثست ای تو ای همه تو

1515

ای یکی خدمت ستانه‌ت را

گرگ و یوسف نگارخانه‌ت را

1616

تو ببخشای بر گِل و دل ما

که بکاهد غم دل از گِل ما

1717

تو نوازم که دیگران زُفتند

تو پذیرم که دیگران گفتند

1818

چه کنم با جز از تو هم نفسی

مرده ایشان مرا تو یار بسی

1919

چه کنم زحمت تویی و دویی

چون یقین شد که من منم تو تویی

2020

چه کنم با تو تفّ و دود همه

چون تو هستی باد بود همه

2121

باد نعمای تست بود جهان

ای زیان تو به که سود جهان

2222

من ندانم که آن چه کس باشد

کز تو او را بخیره بس باشد

2323

کس بود زنده بی‌عنایت تو

یا توان زیست بی‌رعایت تو

2424

آنکه با تست سوزکی دارد

وآنکه بی‌تست روزکی دارد

2525

آنچه گفتی مخور بخوردم من

وآنچه گفتی مکن بکردم من

2626

با تو باشم درست شش دانگم

بی‌تو باشم ز آسیا بانگم

2727

از غمِ مرگ در زحیرم من

جان من باش تا نمیرم من

2828

چه فرستی حدیث و تیغ به من

من کیم از تو ای دریغ به من

2929

با قبول تو ای ز علّت پاک

چبود خوب و زشت مشتی خاک

3030

خاک را خود محل آن باشد

کز ثنای تواش زبان باشد

3131

عزّ تو ذلّ خاک را برداشت

خاک را تا به عرش سربفراشت

3232

گر ندادی کلام دستوری

که برد نامت از سرِ دوری

3333

خلق را هیچ زهره آن بودی

که ترا بر مجاز بستودی

3434

چه گشاید ز عقل و مستی ما

که مه ما و مه بود و هستی ما

3535

به خودی‌مان کن از بدیها پاک

چه بود پیش پاک مُشتی خاک

3636

بیش حکمت خود ار خرد باشم

من که باشم که نیک و بد باشم

3737

بد ما نیک شد چو پذرفتی

بد شود نیک ما چو نگرفتی

3838

بدو نیکم همه تویی یارب

وز تو خود بد نیاید اینت عجب

3939

آن کسی بد کند که بدکارست

از تو نیکی همه سزاوارست

4040

نیک خواهی به بندگان یکسر

بندگان را خود از تو نیست خبر

4141

اندرین پردهٔ هوا و هوس

جهل ما عذرخواه علم تو بس

4242

گر سگی کرده‌ایم اندر کار

نه تو شیری گرفته‌ای بگذار

4343

بر درِ فضل و حضرت جودت

بهر انجاز لطف موعودت

4444

آنچه نسبت به تست توفیرست

وآنچه از فعل ماست تقصیر است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از پی راه حق کم از کودک

نتوان بودن ای کم از یک یک

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 67 - فی تأدیب صببان المکتب و صفة الجنّة والنّار

اگلی نظم

ای خداوند قایم و قدّوس

ملک تو نامماس و نامحسوس

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 69 - فی کرمه و فضله

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور