صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین
  4. »بخش 40 - التمثّل فی‌القناعة و ترک الحاجة

بخش 40 - التمثّل فی‌القناعة و ترک الحاجة

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بود بقراط را خُمی مسکن

بودش آن خُم به جای پیراهن

2

روزی از اتفاق سرما یافت

از سوی خم به سوی دشت شتافت

3

پادشاه زمان برو بگذشت

دیدش او را چنان برهنه به دشت

4

شد برِ او فراز و گفت ای تن

کر بخواهی سبک سه حاجه ز من

5

هر سه حالی روا کنم تو بخواه

که منم بر زمانه شاهنشاه

6

گفت بقراط حاجت اوّل

عملم هست یک به یک به خلل

7

گنهم محو کن بیامرزم

کز گرانی چو کوه البرزم

8

گفت ویحک خدای بتواند

مزد بدهد گناه بستاند

9

گفت برگوی حاجت دومین

که منم پادشاه روی زمین

10

گفت پیرم مرا جوان گردان

عجز و ضعف از نهاد من بستان

11

گفت این از خدای باید خواست

از من این خواستن نیاید راست

12

زود پیش آر حاجت سومین

از من این آرزو مخواه چنین

13

گفت روزی من فزون گردان

جانم از چنگ مرگ باز رهان

14

گفت این نیز کرد نتوانم

مَلِکم بر جهان نه یزدانم

15

گفت برتر شو از برِ خورشید

که رطب خیره بار نارد بید

16

حاجت از کردگار خواهم من

وز تو حالی بدو پناهم من

17

تو چو من عاجزی و مجبوری

وز بزرگی و برتری دوری

18

برتری مر خدای را زیباست

که به ملکت همیشه بی‌همتاست

19

یارب ای سیّدی به حق رسول

دور گردان دل مرا ز فضول

20

ای خداوند فرد بی‌همتا

جسم را همچو اسم بخش سنا

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

وان کسانی که بارِ خلق کشند

زان عمل سال و ماه شاد و گشند

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین»بخش 39 - در مذمّت خدمت مخلوق گوید

اگلی نظم

دید وقتی عزیز عزرائیل

سمج لقمان سبیل سیر سبیل

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین»بخش 41 - حکایت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور