صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
  4. »بخش 45 - التمثّل فی‌الرؤیاء و تعبیره و هو ثمانون رؤیا عجیبة

بخش 45 - التمثّل فی‌الرؤیاء و تعبیره و هو ثمانون رؤیا عجیبة

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

خلق تا در جهانِ اسبابند

همه در کشتی‌اند و در خوابند

22

تا روانشان چه بیند اندر خواب

آنچه پیش آید از ثواب و عقاب

33

آتشِ تیز تاب خشم بُوَد

چشمهٔ آب نور چشم بُوَد

44

نردبازی به خواب یا شطرنج

سبب جنگ و غلبه باشد و رنج

55

آب در خواب روزیست حلال

گر بود پاک و عذب و صاف و زلال

66

ور بُوَد تیره عیش ناخوش دان

گرچه آبست عین آتش دان

77

خاک در خواب مایهٔ روزیست

برزگر را دلیل به روزیست

88

باد اگر گرم یا که سرد بُوَد

هردو گنجور رنج و درد بُوَد

99

باد اگر هست معتدل در پوست

انده دشمنست و شادی دوست

1010

چیز دادن به مرده اندر خواب

عدم مال باشد و اسباب

1111

گریه در خواب مایهٔ شادیست

بندگی از مذلّت آزادی است

1212

خنده اندوه باشد و اهوال

خامشی بستنِ دل اندر مال

1313

میل آب زیادت از عطشان

علم باشد که نیست سیری ازان

1414

وانکه باشد برهنه اندر خواب

شد فضیحت بسان مست خراب

1515

طبل در خواب راز گردد فاش

بوق در خواب مایهٔ پرخاش

1616

بند و غل توبهٔ نصوح بود

باغ دیدن غذای روح بود

1717

میوه در خواب روزیست از شاه

لیک نندر زمان که اندر گاه

1818

وقت ادراک چون فراز رسد

مرد بیننده زو به ناز رسد

1919

دست خود چون دراز بیند مرد

شود اندر سخا و رادی فرد

2020

ور بود دستهای او کوتاه

کشد از بخل گرد خویش سپاه

2121

دست باشد برادر و خواهر

آنِ چپ دختر و آنِ راست پسر

2222

باشد انگشت همچو فرزندان

نسبت مادر و پدر دندان

2323

دخترانند سینه با پستان

چون شکم مال و نعمت پنهان

2424

جگر و دل به خواب گنج بُوَد

ساق و زانو عنا و رنج بُوَد

2525

مغر مال نهان و پهلو زن

پوست چون ستر در کشیده به تن

2626

هست فرزند آلت تولید

نیک و بد زشت و خوش شقی و سعید

2727

دست شستن ز کار نومیدیست

رقص کردن وقاحت و شیدیست

2828

مئزر و سطل و آلت تغسیل

همه بر خادمان کنند دلیل

2929

وآنکه بربط زند به خواب اندر

زن کند بی‌شک او شتاب اندر

3030

با دگر کس مصارعت کردن

غلبه کردنست و آزردن

3131

وآنکه دارو خورد همی در خواب

رسته گردد ز رنج و درد و عذاب

3232

طیب باشد دو گونه اندر خواب

این یکی راحت آن دگر همه تاب

3333

راحت آن نوع را که در مالند

محنت آن نوع را که برکالند

3434

کز دخان رنج بیشتر باشد

راحتش کمتر از ضرر باشد

3535

مرد بیمار و طیب و جامهٔ نو

بد بود بد ز من نکو بشنو

3636

رقص کردن به خواب در کشتی

بیم غرقست و مایهٔ زشتی

3737

وآنکه در حبس و بند بسته بُوَد

رقص کردن ورا خجسته بُوَد

3838

هرکه بیند ز تن روان شده خون

نعمتی باشد از حساب برون

3939

چون نبیند جراحت این باشد

ور جراحت بود جز این باشد

4040

اندهی صعب یابد از کاری

بسته گردد به دست خونخواری

4141

وآن زنی کش ز فرج خون آید

کودکی مرده زو برون آید

4242

گوشتن بیند به خواب ور بیمار

که خورد زود از او طمع بردار

4343

مستی و بیخودی و شرب شراب

آنکه تازیست بد بُوَد در خواب

4444

وآنکه او پارسی است روزی دان

سرفرازی و نیک روزی دان

4545

شیر در خواب گنج و مال بود

روی نیکو و حلال بُوَد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ربع مسکون چو از طریق شمار

شد به فرسنگ بیست و چار هزار

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 44 - ایضاً فی‌التوکّل

اگلی نظم

جامهٔ کهنه رنج و اندوه است

جامهٔ نو ز دولت انبوه است

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 46 - فی رؤیا الأثواب و الأوانی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور