صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
  4. »بخش 12 - در خون ناحق ریختن حکایت مأمون

بخش 12 - در خون ناحق ریختن حکایت مأمون

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چون تبه شد خلافت مأمون

ریخت مر خلق را به ناحق خون

2

کرد بر آل برمک آن بیداد

کهکسی زان صفت ندارد یاد

3

یحیی بیگناه را چو بکشت

گشت بر وی زمانه تنگ و درشت

4

مادری داشت یحیی مظلوم

پیر و عاجز ز کام دل محروم

5

جفت اندوه گشته اندر دهر

عیش شیرین بر او شده چون زهر

6

باز گفتند حال مأمون را

عرضه کردند حال محزون را

7

که دعای بدت همی گوید

ملکتت را زوال می‌جوید

8

دل او خوش کن و ز حقد بکاه

باز خواه از عجوزه عذرِ گناه

9

رفت مأمون شبی ز خلق نهان

برگشاده به عذر جرم زبان

10

درِّّ و گوهر بسی بدو بخشید

راه و سامان کار خود آن دید

11

گفتش ای مادر آن قضایی بود

چون قضا رفت زاری تو چه سود

12

بعد از این کارهای با هُش کن

وز دعای بدم فرامُش کن

13

گرچه یحیی نماند و یافت گزند

من ترا ام به جای او فرزند

14

من به جای ویم تو دل خوش دار

حقد و کین و دعای بد بگذار

15

مادر پیر داد کار بداد

در زمان پیش وی زبان بگشاد

16

گفت کای میر باز ده خبرم

من به شخصی چگونه غم نخورم

17

که ورا چون تویی عوض باشد

راست چون جوهر و عرض باشد

18

با بزرگی که آمدت حاصل

هم نباشی به جای وی در دل

19

چون وییی را به گور نتوان کرد

که بُوَد مادرش ز انده فرد

20

چون تویی با هزار حشمت و جاه

نیست ما را به جای آن دلخواه

21

این چنین لفظ چون دُر شهوار

یادگار است زان زن بیدار

22

گشت از آن یک سخن خجل مأمون

بعد از آن خود نریخت هرگز خون

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفت روزی حکایتی پیری

که مرا بُد نشانهٔ تیری

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 11 - حکایت در عدل سلطان

اگلی نظم

همچنین شاه ماضی با جود

ناصرِ دین سرِ کرم مسعود

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان»بخش 13 - التمثّل فی عصمة قتل المظلوم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور