صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح
  4. »بخش 6 - حکایت شبلی رحمة‌اللّٰه در اخلاص و ریا

بخش 6 - حکایت شبلی رحمة‌اللّٰه در اخلاص و ریا

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شبلی آنگه که کرد از خود صید

بود روزی به نزد پیر جُنید

2

دیده‌ها کرده بر دو رخ چو دو جوی

یا مرادی و یا مرادی گوی

3

پیر گفتش خموش باش خموش

بر درِ او برو سخن مفروش

4

در ره او سخن فروشی نیست

در رهش بهتر از خموشی نیست

5

در رهش رنج نیست آسانیست

بی‌زبانی همه زباندانیست

6

بگذر از قال و حال پیش آور

قال قیدست زو سبک بگذر

7

آن کسانی که بستهٔ حالند

برگذشته ز قیل و از قالند

8

در مناجات بی‌زبانان آی

هرچه خواهی بگو و لب مگشای

9

بگذر از قال و گفته‌های محال

ذرهٔ صدق بهتر از صد قال

10

راه تقلید و قید رو بگذار

وز هوسها بجمله دست بدار

11

گر مراد تو اوست خود داند

پس گر او نیست اینت نستاند

12

از هوس گفت رخ به دعوی نه

چون جرس بانگ و هیچ معنی نه

13

مرد معنی سخن ندارد دوست

زانکه بودست مغزها را پوست

14

از مقلّد مجوی راه صواب

نردبان پایه کی بود مهتاب

15

هرکه از علم صدق جست ببرد

هرکه از وی دها گزید بمرد

16

که کند به چو نیست یک حاذق

پیر را فالج و جوان را دِق

17

نیست یک مرد صادق اندر کار

لیک هستند مدّعی بسیار

18

علم جُست از درون اهل صواب

همچو در جوی خُرد روشن آب

19

که به هرجا رسد چو دندانش

بدهد بر مزاج او جانش

20

زر به طیارکار باید سخت

برگ باشد گواه جان درخت

21

علم در مغزت و عمل در پوست

همچو نور چراغ و روغن اوست

22

علم آنجا چو رخ به خلق آرد

مزد دانش به خلق نگذارد

23

دانش آن خوبتر ز بهر بسیچ

که بدانی که می‌ندانی هیچ

24

گر برای خداست اندک بس

وز پی مال و جاه اینت هوس

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن یکی خیره ز اشتری پرسید

که مر او را چنان مسخّر دید

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح»بخش 5 - التّمثیل فی‌المحبّة والشّکر

اگلی نظم

شبلی از پیر روزگار جُنید

کرد نیکو سؤالی از پی صید

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح»بخش 7 - حکایة فی‌العجز والسکوت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور