صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
  4. »بخش 55 - در اتّصال بدو گوید

بخش 55 - در اتّصال بدو گوید

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چند گویی رسیدگی چه بُوَد

در ره دین گزیدگی چه بُوَد

2

تا گزنده بوی گزیده نه‌ای

تا درنده بوی رسیده نه‌ای

3

بند بر خود نهی گزیده شوی

پای بر سر نهی رسیده شوی

4

آدمی کی بود گزنده چه تو

دیو و دد کی بود درنده چه تو

5

غافلی سال و ماه مغروری

دد و دیوی و ز آدمی دوری

6

سال و مه کینه‌جوی همچو پلنگ

خلق عالم ز طبع تو دلتنگ

7

بر سر شاهراه هیچکسی

برسی در خود و درو نرسی

8

آیتی کرد کوفی از صوفی

عشق و رای قریشی و کوفی

9

صوفی و عشق و در حدیث هنوز

سلب و ایجاب ولایجوز و یجوز

10

صوفیان دستها برآورده

که بلی را بلا بدل کرده

11

خاکپاشانِ حجلهٔ انسش

ره‌نشینانِ حجرهٔ قدسش

12

همه بدرایتان پردهٔ رشک

غرقه از پای تا به سر در اشک

13

همه ارزانیان حلم شده

همه زندانیان علم شده

14

خویشتن را فرو نه از گردن

تا شوی نازنین هر برزن

15

دین برون آید ار گنه بنهی

سر پدید آید از کُله بنهی

16

دیدهٔ پاک پاک‌دین بیند

دیده چون پاک شد چنین بیند

17

خاکسارند باد سارانش

تاج دارند تاجدارانش

18

از سر این دلق هفت رنگ برآر

جامه یک رنگ دار عیسی‌وار

19

تا چو عیسی بر آب راه کنی

همره از آفتاب و ماه کنی

20

همهٔ خود ز خویشتن کم کن

وآنگه آن دم حدیث آدم کن

21

تا بُوَد نفس ذرّه‌ای با تو

نرسی هیچ‌گونه آنجا تو

22

نفس را آن هوا نسازد هیچ

خیز و بی‌نفس راه را بپسیچ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در جهان یک زیان چو سودِ تو نیست

هیچ حبس ابد چو بودِِّ تو نیست

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 54 - فی الاتحاد

اگلی نظم

روبهی پیر روبهی را گفت

کای تو با عقل و رای و دانش جفت

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الاوّل: در توحید باری تعالی»بخش 56 - من اَمَنَ بطاعته فقد خَسَر خُسراناً مبینا

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور