صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
  4. »بخش 3 - تمثیل در نفس جهان فانی و قصّهٔ لقمان حکیم

بخش 3 - تمثیل در نفس جهان فانی و قصّهٔ لقمان حکیم

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

داشت لقمان یکی کریجی تنگ

چو گلوگاه نای و سینهٔ چنگ

22

شب در او در به رنج و تاب بُدی

روز در پیش آفتاب بُدی

33

روز نیمی به آفتاب اندر

همه شب زو به رنج و تاب اندر

44

بلفضولی سؤال کرد از وی

چیست این خانه شش بدست و سه پی

55

همه عالم سرای و بستانست

این کریجت بتر ز زندانست

66

در جهان فراخ با نزهت

چکنی این کریجِ پر وحشت

77

عالمی پر ز نزهت و خوشی

رنج این تنگنای از چه کشی

88

با دم سرد و چشم گریان پیر

گفت هذا لمن یموت کثیر

99

در رباطی مقام و من گذری

بر سرِ پل سرای و من سفری

1010

چه کنم خانهٔ گِل آبادان

دل من اینما تکونوا خوان

1111

چو درآید اجل چه بنده چه شاه

وقت چون در رسد چه بام چه چاه

1212

گربهٔ روده چون زنم شانه

بر رهِ سیل چون کنم خانه

1313

آهن سرد چند کوبم من

خانه ویران و چند روبم من

1414

پیش صرصر چراغ چه افروزم

پوستین پیش شیر چون دوزم

1515

خلق را زین جهان پر شر و شور

چار دیوار گور بهتر گور

1616

هلک المثقلون بخوانده و پس

خانه و جای سازم اینت هوس

1717

چکنم جفت و زاده و بنیاد

مونس من نجاالمخفون باد

1818

خانه کز راه رنج و حیله بُوَد

همچو زندان کرم پیله بُوَد

1919

که چو قَز بود در دلش پنهان

گشت هم قَز تن ورا زندان

2020

خانه اینجا که بهر قوت کنند

مور و زنبور و عنکبوت کنند

2121

قوت عیسی چو ز آسمان سازند

هم بدانجاش خانه پردازند

2222

بر فلک زان مسیح سربفراشت

که بر این خاک توده خانه نداشت

2323

چکند روح پاک خانهٔ ریح

فلک پنجم است بام مسیح

2424

خرِ دجّال چون ز جو خالیست

علَم جور او از آن عالیست

2525

خاک و آب و هوا و آتش عهد

کی نگهدارد ار تو سازی جهد

2626

مرگ را چون شگرف و چالاکست

سوی ناپاک و پاک ره پاکست

2727

نه تو مردی و مرگ بی‌زورست

شیر او شیر و گور او گورست

2828

زانکه اینجات یک دو مه محلست

نه بتست آن به مدّت اجلست

2929

به اجل باز بسته‌اند این کار

بی‌اجل نیست کار را مقدار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نوح را عمر جمله ده صد بود

حرص و امید او بر آن آسود

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 2 - فی طول العمر والحسرة مع ذلک

اگلی نظم

فرش عمرت نوشته در شومی

این دو فرّاش زنگی و رومی

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر»بخش 4 - در مرگ گوید

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور