صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح
  4. »بخش 19 - اندر صفت شب گوید

بخش 19 - اندر صفت شب گوید

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

چون نهان شد ز بهر سود زمین

آتشِ آسمان ز دود زمین

22

دهر چون در سرای قیر اندود

تودهٔ دوده با تلاطم دود

33

ظلمهای سپهر در یادم

گشته در طبع دهر مستحکم

44

پیش دیوان درون دمگه زشت

زنگیان پای‌کوب بر انگِشت

55

گشته پر دوده تودهٔ هامون

کرده عالم غُلامه غالیه‌گون

66

شب بسان سیاه‌گون دریا

من چو گوهر صدف نهاد سرا

77

خفته اندر کنار اهریمن

زنگیی کش ز مُشک پیراهن

88

زنگیانی به قیر بسرشته

شبه با ساج کرده در رشته

99

دیو از دوده کرده خود را دلق

شش جهت را یکی نموده به خلق

1010

می‌دمید از دهان دوده سرشت

دیو در روی نوبیان انگِشت

1111

گشته انقاس گوهرِ مردم

کرده انفاس راه منفذ گم

1212

یا تو گفتی که از جوال سیاه

زنگیی کور سرمه ریخت به چاه

1313

نور بسیار اندکی کرده

تیرگی شش جهت یکی کرده

1414

سایهٔ آفتاب رفته چو تیر

قیروان را گرفته اندر قیر

1515

شد چو شد زیر خاک چشمهٔ خور

نسترن را ز حوض نیلوفر

1616

چشم نرگس به باغها در باز

لیک بیگانه از نشیب و فراز

1717

زحل از اوج خویش رخ بنمود

همچو گویی ز نقره زر اندود

1818

مشتری گشته از فلک پنهان

هیچ ننمود روی خویش عیان

1919

شکل مریخ برفراخته تیغ

گاه پیدا و گه نهان در میغ

2020

شمس رخ در حجاب پوشیده

وز سیاهی نقاب پوشیده

2121

زهره اندر حضیض ناپیدا

گشته از نور خویش جمله جدا

2222

با عطارد نمانده هیچ رمق

هم بسان دویت خود مطلق

2323

خسرو شرق در شبستان خوش

خفته بر روی نیلگون مَفرش

2424

چرخ پیروزه و ستاره بر آن

چون زر سرخ و دست نیلگران

2525

شهب اندر اثیر میدان تاز

دُم عقرب ز زهره چوگان باز

2626

بوده پیش بنات نعش مهین

ماه چون نیم حلقه‌ای زرّین

2727

در ثریّا بمانده چشم سهیل

خیره چون مرد مانده اندر سیل

2828

قطب در قطر چرخ پیوسته

متمکّن چو پیر آهسته

2929

نالهٔ بیوه و خروش یتیم

دل برجیس را نهاده دو نیم

3030

بهر تعویذ عقد حورالعین

فرقدان چون هلیله‌ای زرین

3131

انجم اندر مجرّه راست چنان

که صدف ریزه‌ها بر آب روان

3232

شده شکل مجرّه زو پیدا

همچو موسی و بحر و زخم عصا

3333

شکل پروین چو هفت مهرهٔ یشم

بر یکی جام می‌نموده به چشم

3434

همچو شخصم ضعیف شکل سُها

گاه پیدا و گاه ناپیدا

3535

گردش انجم از ورای اثیر

خیل رومی به گرد زنگی پیر

3636

کوکب از راه کهکشان پیدا

راست چون اشک و چشم نابینا

3737

چرخ را کرده چون شکوفه به باغ

گاو گردون ز شش پلیته چراغ

3838

مانده ساکن چو گوهر اندر دُرج

هفت سیّاره و دوازده برج

3939

اختر و آسمان ز کینهٔ من

گشته مانند اشک و سینهٔ من

4040

چون ز سرمای صبح زنگی زشت

دم دمید اندر آتش و انگِشت

4141

صبحدم دم برون همی زد خیل

گفتئی جان همی کند بواللیل

4242

تا برون کرد همچو زرین درق

شاه گردون سر از دریچهٔ شرق

4343

همچو من زرد روی شد عالم

چون برون تاخت سرخ علم

4444

شد جهان تازه چون دل دانا

شب شد از بیم صبح روز ناپیدا

4545

انجم از بیم صبح ریزان شد

زنگی از رومیان گریزان شد

4646

صبح چون شد ز نور شاد روان

گسترید او ز نور شادروان

4747

بامدادان پگاه از درِ من

ناگه آمد پدید دلبر من

4848

دلبری کو دل و روان بربود

چون به کافور مُشک می‌اندود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل قوی کند ز زحمت و بیم

جز شراب مفرّح تسلیم

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح»بخش 18 - اندر صفت پرورش دل گوید

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور