صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
  3. »الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب
  4. »بخش 14 - فی‌القناعة

بخش 14 - فی‌القناعة

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

گوشه‌ای گیر از این جهان مجاز

توشهٔ آن جهان درو می‌ساز

2

نه ترا با کسی بُوَد پیوند

تا تو گوئی بدرد و آنکس خند

3

دولت دین چو روی بنماید

پشت بر کاینات فرماید

4

دیده چون کحل آشنایی یافت

دل تاریک روشنایی یافت

5

گرد دریا و رود جیحون گرد

ماهی از تابه صید نکند مرد

6

این دو روزه حیات نزد خرد

چه خوش‌و ناخوش‌و چه نیک‌و چه بد

7

زین دو روزه حیات و پیوندی

به خدای ار تو هیچ بربندی

8

باش تا چنگ مرگ دریا زد

نای حلقت ز نان بپردازد

9

زانکه در عالم فریب و هوس

کس نکرد اعتماد بر دو نفس

10

طبع بربود شه قوی نبود

تخت بر آب مستوی نبود

11

نبود زیر عرش دانا را

استوی عرشه علی الما را

12

باش تا عقل افکند فرشت

حل کند استوی علی‌العرشت

13

باش تا صبح صلح روی دهد

شاه شامان درای کوی زند

14

پس در این چند روزه پیوندی

کُنج محراب و گنج خرسندی

15

دیدهٔ عقل دار در احمد

تا ز راه لحد رسی با حد

16

احد اندر لحد چو جایت ساخت

سرِ فردوسیان سرایت ساخت

17

روضه‌ای گشت بر تو کنج لحد

فرش روضه ز گنج فضل احد

18

چون به محراب حق‌شتابی تو

نور حق در دو دیده یابی تو

19

بده از خون دیده در محراب

از درون طوبی یقین را آب

20

تا به هر جا که شاخ او برسد

میوه‌های فراخ او برسد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای که در زیر طبع گردونی

چند گویی مرا که از دونی

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب»بخش 13 - در قناعت و انزوای خویش گوید

اگلی نظم

آن شنیدی که بود پنبه‌زنی

مفلس و قلتبانش خواند زنی

سنایی»حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه»الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب»بخش 15 - حکایت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور