سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 8شمارهٔ 8شاعر: سناییوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نراصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای برآراسته از لطف و سخا معدن خویشهمچو گوهر که بیاراید مر معدن را2نقل کریںدفتری ساختم از بهر تو پر مدح و هجاهر چه مدحست ترا هر چه هجا دشمن را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچند گویی که بیا تا بر وزانت برمتا ز تو دور کند مکرمتش احزان راسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 7اگلی نظمگفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرستزان رو که تا مرا ببری پیش خواجه آبسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 9ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچند گویی که بیا تا بر وزانت برمتا ز تو دور کند مکرمتش احزان راسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 7
اگلی نظمگفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرستزان رو که تا مرا ببری پیش خواجه آبسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 9