سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136غزل شمارهٔ 136شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اییبودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر کرا در دل خمار عشق و برنایی بودکار او در عاشقی زاری و رسوایی بود22نقل کریںاین منم زاری که از عشق بتان شیدا شدمآری اندر عاشقی زاری و شیدایی بود33نقل کریںای نگارین چند فرمایی شکیبایی مرابا غم عشقت کجا در دل شکیبایی بود44نقل کریںمر مرا گفتی چرا بر روی من عاشق شدیعاشقی جانانه خودکامی و خودرایی بود55نقل کریںشد دلم صفرایی از دست فراق این جمالآنکه صفرایی نشد در عشق سودایی بود66نقل کریںآن که یک ساعت دل آورد و ببرد و باز دادبر حقیقت دان که او در عشق هر جایی بود77نقل کریںاز سخنهای سنایی سیر کی گردند خودجز کسی کو در ره تحقیق بینایی بود88نقل کریںاز جمال یوسفی سیری نیابد جاودانهر کرا بر جان و دل عشق زلیخایی بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا او دلم به مهر و مودت یگانه بودسیمرغ عشق را دل من آشیانه بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 135اگلی نظمهر زمان از عشقت، ای دلبر! دل من خون شودقطرهها گردد ز راه دیدگان بیرون شودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 137◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا او دلم به مهر و مودت یگانه بودسیمرغ عشق را دل من آشیانه بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 135
اگلی نظمهر زمان از عشقت، ای دلبر! دل من خون شودقطرهها گردد ز راه دیدگان بیرون شودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 137