سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 135غزل شمارهٔ 135شاعر: سناییوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: بودصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبا او دلم به مهر و مودت یگانه بودسیمرغ عشق را دل من آشیانه بود2نقل کریںبر درگهم ز جمع فرشته سپاه بودعرش مجید جاه مرا آستانه بود3نقل کریںدر راه من نهاد نهان دام مکر خویشآدم میان حلقهٔ آن دام دانه بود4نقل کریںمیخواست تا نشانهٔ لعنت کند مراکرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود5نقل کریںبودم معلم ملکوت اندر آسمانامید من به خلد برین جاودانه بود6نقل کریںهفصد هزار سال به طاعت ببودهاموز طاعتم هزار هزاران خزانه بود7نقل کریںدر لوح خواندهام که یکی لعنتی شودبودم گمان به هر کس و بر خود گمان نبود8نقل کریںآدم ز خاک بود من از نور پاک اوگفتم یگانه من بوم و او یگانه بود9نقل کریںگفتند مالکان که نکردی تو سجدهایچون کردمی که با منش این در میانه بود10نقل کریںجانا بیا و تکیه به طاعات خود مکنکاین بیت بهر بینش اهل زمانه بود11نقل کریںدانستم عاقبت که به ما از قضا رسیدصد چشمه آن زمان ز دو چشمم روانه بود12نقل کریںای عاقلان عشق مرا هم گناه نیستره یافتن به جانبشان بی رضا نبود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بودمشک خود کیست که آن بندهٔ موی تو بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134اگلی نظمهر کرا در دل خمار عشق و برنایی بودکار او در عاشقی زاری و رسوایی بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بودمشک خود کیست که آن بندهٔ موی تو بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134
اگلی نظمهر کرا در دل خمار عشق و برنایی بودکار او در عاشقی زاری و رسوایی بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136