سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 124غزل شمارهٔ 124شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اهیکندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کندصدهزاران ماه آن شب خدمت ماهی کند22نقل کریںباد لطفت گر به دارالملک انسان بروزدهر یکی را بر مثال یوسف چاهی کند33نقل کریںمن چه سگ باشم که در عشق تو خوش یک دم زنمآدم و ابلیس یک جا چون به همراهی کند44نقل کریںهر که از تصدیق دل در خویشتن کافر شودبی خلافی صورت ایمانش دلخواهی کند55نقل کریںبی خود ار در کفر و دین آید کسی محبوب نیستمختصر آنست کار از روی آگاهی کند66نقل کریںخفتهٔ بیدار بنگر عاقل دیوانه بینکو ز روی معرفت بی وصل الاهی کند77نقل کریںتا درین داری به جز بر عشق دارایی مکنعاشق آن کار خود از آه سحرگاهی کند88نقل کریںساحری دان مر سنایی را که او در کوی عقلعشقبازی با خیال ترک خرگاهی کند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبر مه از عنبر معشوق من چنبر کندهیچ کس دیدی که بر مه چنبر از عنبر کندسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 123اگلی نظموصال حالت اگر عاشقی حلال کندفراق عشق همه حالها زوال کندسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبر مه از عنبر معشوق من چنبر کندهیچ کس دیدی که بر مه چنبر از عنبر کندسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 123
اگلی نظموصال حالت اگر عاشقی حلال کندفراق عشق همه حالها زوال کندسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125