سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36غزل شمارهٔ 36شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انتراستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبر دوزخ هم کفر و هم ایمان تراستبر دو لب هم درد و هم درمان تراست22نقل کریںگر دو صد یعقوب داری زیبدتکانچه یوسف داشت صد چندان تراست33نقل کریںخندهٔ تو چون دم عیساست کوهر چه در لب داشت در دندان تراست44نقل کریںچند گویی کان و کان یک ره ببینکانچه در کانست در ارکان تراست55نقل کریںچند گویی جان و جان یک دم بخندکانچه در جانست در مرجان تراست66نقل کریںاز لطیفی آنت جان خواند از آنکهر چه آنرا خواند جان بتوان تراست77نقل کریںهر زمان گویی همی چوگان منگوی از آن کیست گر چوگان تراست88نقل کریںچون همی دانی که میدان آن تستگوی هم می دان که در میدان تراست99نقل کریںبنده گر خوبست گر زشت آن تستعاشق ار دانا و گر نادان تراست1010نقل کریںصورت ار با تو نباشد گو مباشخاک بر سر جسم را چون جان تراست1111نقل کریںمن ترا هرگز بنگذارم ولیکگر تو بگذاری مرا فرمان تراست1212نقل کریںهیچ مرغ آسان سنایی را نیافتدولتِ مرغی که، این آسان تراست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمماه شب گمرهان عارض زیبای تستسرو دل عاشقان قامت رعنای تستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35اگلی نظمتا بدیدم بتکده بی بت، دلم آتشکدهاستفرقت نامهربانی آتشم در جان زدهاستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 37◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمماه شب گمرهان عارض زیبای تستسرو دل عاشقان قامت رعنای تستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35
اگلی نظمتا بدیدم بتکده بی بت، دلم آتشکدهاستفرقت نامهربانی آتشم در جان زدهاستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 37