سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 237غزل شمارهٔ 237شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: یختمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگفتم از عشقش مگر بگریختمخود به دام آمد کنون آویختم2نقل کریںگفتم از دل شور بنشانم مگرشور ننشاندم که شور انگیختم3نقل کریںبند من در عشق آن بت سخت بودسختتر شد بند تا بگسیختم4نقل کریںعاشقان بر سر اگر ریزند خاکمن به جای خاک آتش ریختم5نقل کریںبر بناگوش سیاه مشک رنگاز عمش کافور حسرت بیختم6نقل کریںعاجزم با چشم رنگ آمیز اوگرچه از صد گونه رنگ آمیختم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخیز تا در صف عقل و عافیت جولان کنیمنفس کلی را بدل بر نقشِ شادِروان کنیمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 236اگلی نظمالا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستمکه من دل را دگرباره به دام عشق بربستمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 238آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخیز تا در صف عقل و عافیت جولان کنیمنفس کلی را بدل بر نقشِ شادِروان کنیمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 236
اگلی نظمالا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستمکه من دل را دگرباره به دام عشق بربستمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 238