صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 135

غزل شمارهٔ 135

شاعر: سنایی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: بود

صنف: غزل

صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
11
با او دلم به مهر و مودت یگانه بود
سیمرغ عشق را دل من آشیانه بود
22
بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بود
عرش مجید جاه مرا آستانه بود
33
در راه من نهاد نهان دام مکر خویش
آدم میان حلقهٔ آن دام دانه بود
44
می‌خواست تا نشانهٔ لعنت کند مرا
کرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود
55
بودم معلم ملکوت اندر آسمان
امید من به خلد برین جاودانه بود
66
هفصد هزار سال به طاعت ببوده‌ام
وز طاعتم هزار هزاران خزانه بود
77
در لوح خوانده‌ام که یکی لعنتی شود
بودم گمان به هر کس و بر خود گمان نبود
88
آدم ز خاک بود من از نور پاک او
گفتم یگانه من بوم و او یگانه بود
99
گفتند مالکان که نکردی تو سجده‌ای
چون کردمی که با منش این در میانه بود
1010
جانا بیا و تکیه به طاعات خود مکن
کاین بیت بهر بینش اهل زمانه بود
1111
دانستم عاقبت که به ما از قضا رسید
صد چشمه آن زمان ز دو چشمم روانه بود
1212
ای عاقلان عشق مرا هم گناه نیست
ره یافتن به جانبشان بی رضا نبود
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود

مشک خود کیست که آن بندهٔ موی تو بود

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134

اگلی نظم

هر کرا در دل خمار عشق و برنایی بود

کار او در عاشقی زاری و رسوایی بود

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00