سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 259غزل شمارهٔ 259شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: نگفلانمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا شیفتهٔ عارض گلرنگ فلانماز درد خمیده چو سر چنگ فلانم2نقل کریںتنگست جهان بر من بیچارهٔ غمگینتا عاشق چشم و دهن تنگ فلانم3نقل کریںگه جنگ کند با من و گه صلح کند بازمن فتنه بر آن صلح و بر آن جنگ فلانم4نقل کریںبسیار بدیدم به جهان سنگدلان راعاجز شدهٔ آن دل چون سنگ فلانم5نقل کریںگنگست زبانش به گه گفتن لیکنمن شیفتهٔ آن سخن گنگ فلانم6نقل کریںقولش همه زرقست به نزدیک سناییمن بندهٔ زراقی و نیرنگ فلانم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه صفت گر چه نقشِ بیجانمبه نگاری و عاشقی مانمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 258اگلی نظمهر گه که به تو در نگرم خیره بمانممن روی تو را ای بت مانند ندانمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 260آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمهر گه که به تو در نگرم خیره بمانممن روی تو را ای بت مانند ندانمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 260