سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 51غزل شمارهٔ 51شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ایینیستهستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر تو پنداری ترا لطف خدایی نیست هستبر سر خوبان عالم پادشایی نیست هست2نقل کریںور چنان دانی که جان پاکبازان را ز عشقبا جمال خاکپایت آشنایی نیست هست3نقل کریںور گمانت آید که گاه دل ربودن در سماعروی و آوازت هلاک پارسایی نیست هست4نقل کریںور تو اندیشی که گاه گوهر افشاندن ز لعلاز لبت گم بودگان را رهنمایی نیست هست5نقل کریںور تو پنداری که چون برداری از رخ زلف رااز تو قندیل فلک را روشنایی نیست هست6نقل کریںور چنان دانی ترا روز قیامت از خدایاز پی خون چو من عاشق جزایی نیست هست7نقل کریںور تو بسگالی که با این حسن و خوبی مر تراخوی بد عهدی و رسم بی وفایی نیست هست8نقل کریںور همی دانی که بر خاک سر کویت ز خونصد هزاران قطره از چشم سنایی نیست هست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست، هستور چنان دانی که جز تو خواستگارم نیست، هستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 50اگلی نظمکار تو پیوسته آزارست گویی نیست هستزین سبب کار دلم زارست گویی نیست هستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 52آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست، هستور چنان دانی که جز تو خواستگارم نیست، هستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 50
اگلی نظمکار تو پیوسته آزارست گویی نیست هستزین سبب کار دلم زارست گویی نیست هستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 52