سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 52غزل شمارهٔ 52شاعر: سناییوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ارستگویینیستهستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکار تو پیوسته آزارست گویی نیست هستزین سبب کار دلم زارست گویی نیست هست22نقل کریںخصم تو بازار من بشکست و با خصم ای صنممر ترا پیوسته بازارست گویی نیست هست33نقل کریںتا به خروارست شکر لعل نوشین ترادر دلم عشقت به خروارست گویی نیست هست44نقل کریںطرهٔ طرار تو دل دزدد از مردم همیشد یقین کان طره طرارست گویی نیست هست55نقل کریںماهرویا تا تو کردی رایت صحبت نگونرایت صبرم نگونسارست گویی نیست هست66نقل کریںبوسهای را زان لب چون لعل نوشینت به جانچاکر مسکین خریدارست گویی نیست هست77نقل کریںنرگس خونخوار تو پیوسته خون ریزد همینرگست بس شوخ و خونخوارست گویی نیست هست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر تو پنداری ترا لطف خدایی نیست هستبر سر خوبان عالم پادشایی نیست هستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 51اگلی نظمای ساقی می بیار پیوستکان یار عزیز توبه بشکستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 53◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر تو پنداری ترا لطف خدایی نیست هستبر سر خوبان عالم پادشایی نیست هستسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 51