سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 113شمارهٔ 113شاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انیخویشصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر مقصر شدم به خدمت توبد مکن بر رهی کمانی خویش2نقل کریںبهترین خدمتست آنکه رهیدور دارد ز تو گرانی خویش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگوهر روح بود خواجه وزیرلیک محبوس مانده در تن خویشسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 112 - در رثای یکی از بزرگاناگلی نظمز تو ای چرخ نیلی رنگ دارمهزاران سان عنا و درد جامعسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 114ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگوهر روح بود خواجه وزیرلیک محبوس مانده در تن خویشسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 112 - در رثای یکی از بزرگان