سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 112 - در رثای یکی از بزرگانشمارهٔ 112 - در رثای یکی از بزرگانشاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: نخویشصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگوهر روح بود خواجه وزیرلیک محبوس مانده در تن خویش2نقل کریںچون تنش روح گشت تیز چنوباز پرید سوی معدن خویش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای مرد سفر در طلب زاد سفر باشبشکن شبهٔ شهوت و غواص درر باشسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 111اگلی نظمگر مقصر شدم به خدمت توبد مکن بر رهی کمانی خویشسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 113ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای مرد سفر در طلب زاد سفر باشبشکن شبهٔ شهوت و غواص درر باشسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 111