سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 80شمارهٔ 80شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ایدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای صدر اجل قوام دولتدر صدر به جز تو کس نیاید2نقل کریںگیتی چو تو پر هنر نبیندگردون چو تو نامور نزاید3نقل کریںحاشا که زیان مال هرگزاندر دلت اندهی فزاید4نقل کریںباید که فروخته بود شمعپروانه ز شمع کم نیاید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزهی سزای محامد محمد بن خطیبکه خطبهها همی از نام تو بیارایدسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 79 - در حادثهٔ زهر خوردن سرهنگ محمد خطیبی و انگشتری فرستادن سلطان مسعود رحمةالله علیه گوید و او را ستایداگلی نظماگر معمار جاه او نباشدبنای مملکت ویران نمایدسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 81زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآن کس که به بندگیت آیدبا او تو چنین کنی نشایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 717ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزهی سزای محامد محمد بن خطیبکه خطبهها همی از نام تو بیارایدسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 79 - در حادثهٔ زهر خوردن سرهنگ محمد خطیبی و انگشتری فرستادن سلطان مسعود رحمةالله علیه گوید و او را ستاید