سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 141رباعی شمارهٔ 141شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ازدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاین اسب قلندری نه هر کس تازدوین مهرهٔ نیستی نه هر کس بازد2نقل کریںمردی باید که جان برون اندازدچون جان بشود عشق ترا جان سازد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون پوست کشد کارد به دندان گیردآهن ز لبش قیمت مرجان گیردسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 140اگلی نظمگبری که گرسنه شد به نانی ارزدسگ زان تو شد به استخوانی ارزدسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 142ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون پوست کشد کارد به دندان گیردآهن ز لبش قیمت مرجان گیردسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 140
اگلی نظمگبری که گرسنه شد به نانی ارزدسگ زان تو شد به استخوانی ارزدسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 142