سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 180 - از زبان تیر خراسشمارهٔ 180 - از زبان تیر خراسشاعر: سناییوزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیہ: ایاریصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای لاف زنی که هر کجا هستیقصه ز روزن و سرای آری2نقل کریںتا کی سوی من نه از ره غیرتاز بهر نظاره روی و رای آری3نقل کریںپندی بشنو که تا چو مخدومممختار شوی گر آن بجای آری4نقل کریںشو راستیی چو من به دست آورتا چرخ چو من به زیر پای آری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشد دیدهٔ من سپید از وعدتآخر چو نکو نکو نگه کردیسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 179اگلی نظمبرهٔ بریان هر جا که بود چاکر تستطبق حلوا داماد و تو او را خسریسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 181ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبرهٔ بریان هر جا که بود چاکر تستطبق حلوا داماد و تو او را خسریسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 181