سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 96 - در رثای زکیالدین بلخیشمارهٔ 96 - در رثای زکیالدین بلخیشاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ویدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای برادر زکی بمرد و بشدتا یکی به ز ما قرین جوید2نقل کریںتا ز آب حیات آن عالمتن و جان از عدم فرو شوید3نقل کریںمن ز غم مردهام که کی بود اوباز از آنجا به سوی من پوید4نقل کریںپس تو گویی که مرثیت گویشزنده را مرده مرثیت گوید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر سنایی دم زند آتش درین عالم زنداین جهان بیوفا چون ذرهای بر هم زندسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 95اگلی نظمای دریغا که روز برناییعهد بشکست و جاودانه نماندسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 97زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبندگان را ز حد به در منوازاین سخن سهل تستری گویدسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 127ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر سنایی دم زند آتش درین عالم زنداین جهان بیوفا چون ذرهای بر هم زندسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 95