شاعر: سنایی
مرا شهابی گر هجو کرد صد خروار
نیافت خواهد پاسخ ز لفظ من تنگی
دراز کاری دارم که هر سگی را من
بهر خروشی خواهم همی زدن سنگی
زمین
حکیمان گفته اند که همچنان که به عدل جهان آبادان گردد به جور ویران شود عدل از ناحیت خویش به هزار فرسنگ روشنایی بخشد و جور از جای خود به هزار فرسنگ تاریکی دهد.
به عدل کوش که چون صبح آن طلوع کند
جامیبهارستانروضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)بخش 17
شاه از بهر دفع ستمکاران است و شحنه برای خونخواران و قاضی مصلحت جوی طراران. هرگز دو خصم به حق راضی پیش قاضی نروند.
چو حق معاینه دانی که می بباید داد
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 104
گذشت عمر و تو مست شراب گلرنگی
دمید صبح و تو چون سبزه در ته سنگی
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6870
فارسی متن کا ماخذ: گنجور